خواب شیرین انیمیشنیِ من

امروز قبل از بیدارشدن برای سحر یک خواب شیرین دیدم، خواب شیرین معمولا بعد از احساس سبکی پیش می آید یعنی خودش سبک است. این تعریف من از خواب شیرین است. سبکی ذهن من مربوط میشد به این که ترجیح دادم مواردی را نگویم و در نظرم کم اهمیت و کم اهمیت شوند اما در عوض روابطم را که از طرف افرادی قطع شده بود وصل کنم در واقع با کوتاه آمدن  اگر چه اول به نظر کوچک کردن بود اما باعث سبکی خاطر و خالی شدن فضای ذهنم شد و بی اهمیت تر شدن چیزهایی که واقعا بی اهمیت بود.

Image result for disney cosplay tea party

ادامه خواندن “خواب شیرین انیمیشنیِ من”

بازارچه دست دوم فروشی در کنار لندن

روزتان به خیر دوستان خوبم بن پم، امروز می خواهم چند عکس را که یکی از آشنایان انگلیسی من که نزدیک لندن زندگی میکند و engineer by trade است برایتان به اشتراک بگذارم.

ادامه خواندن “بازارچه دست دوم فروشی در کنار لندن”

لحظه ی انفجار ترقه ای (سبک، اصالت، ژانر، توقع، علاقه، مسیر)

فردا چهارشنبه سوری است، شاید صدای هفت ترقه را شنیده اید اگر اشتباه نکنم آن صدایی است وقتی خاموش است هیچ صدایی ندارد  اما وقتی منفجر می شود بوم بوم بوم بوم بوم بوم بوم  پشت سر هم شروع به منفجر شدن می کند، انگار که به هم وصل اند.

در سال ۹۷ هم هم مدام فکرها و کلماتی ورجه وورجه می کرد، داغ میشد اما به انفجار نرسیده بود، شنیده اید یا شاید حس کرده اید که خواندن یک کتاب می تواند هر بار معنی و دریافت جدیدی داشته باشد.

A woman reading a book on a hammock.

برای من هم خیلی کلمات بود، ولی ناگهان بالاخره بعد از مدت ها کلافکی و گشتن و ندانستن علت آن ها انفجار رخ داد.

ادامه خواندن “لحظه ی انفجار ترقه ای (سبک، اصالت، ژانر، توقع، علاقه، مسیر)”