فرهنگسازی هنرمندان در مورد کپی رایت ( حقوق مالکیت معنوی)

یکی از مطالبی که همیشه گفته شده در مورد رفتار دیگران با شماست، در بحث های روانشناسی، کار، محیط کار، خانوادگی و … همیشه این ایده مطرح میشود که برای رفتاری که دیگران با شما می کنند باید زحمت کشید وقت گذاشت تا کم کم به آن چیزی برسد که مورد پسند شماست.

یکی از مواردی که در چند سال اخیر بسیار در شبکه های اجتماعی دیده ام، دلخوری و نارضایتی ناگهانی هنرمندی از به اشتراک گذاشته شدن یا چاپ شدن کارهایش بدون اجازه بوده و به دنبال آن حمایت هم صنفی ها را در پی داشته که این حمایت بسیار پسندیده است.

عکس از اینجا

مثلاً مواردی مثل استفاده از تصویرسازی های منتشر شده در اینستاگرام برای حاشیه ی دفاتر، استفاده از طرح و لوگویی که طراح برای جشنواره زده بدون ذکر نام او، اهدا کارت پستالی به دانش آموزان مدرسه از طرح فرد، ساخت عروسک از کاراکترهای انیمیشنی و فروش آن، چاپ آثار عکاسی فرد و فروش تابلو های آن در فروشگاه های آنلاین و ساخت سنجاق سینه (پیسکل) با قیمت کم و روی چوب عیناً از روی محصولات فلزی هنرمند و …

معمولاً این حمایت ها به شکل اعتراض و با خشم همراه بوده و به دنبال آن عده ای نظراتی که همه چیز و همه کس را بد می داند مثل «اینجا ایران است …» یا «ایرانی ها اینگونه اند …» می گذارند. در حالی که احتمالاً منظورشان خوانندگان، خیلی از دوستان، فامیل و در صد زیادی از افراد نیست. ضمن اینکه اگر  از دانش زبان انگلیسی استفاده کنیم و بیشتر در صفحات بین المللی بچرخیم شاهد چنین مواردی به وفور می شویم.

اما پشت همه ی این حرف ها در واقع نیت خوب، و حمایتی است پس باید چه کرد؟ واقعیت این است که باید برای آن زحمت کشید. همانطور که در دبستان و حتی دوران مدرسه با مفهومی به اسم ذکر منبع در انتهای تحقیقات آشنا نبودیم و انقدر معلم  یا استاد گفت و گفت تا آشنا شدیم حالا برخی از این مورد تنها در تحقیقات استفاده کردیم اما برخی در کارهای روزانه مثل وبلاگ نویسی آن را وارد کردیم. در مورد تصاویر نیز احتیاج به فرهنگسازی دارد و فرهنگسازی در مورد هر محصول را باید خود تولید کننده ی محصول انجام دهد بنابراین در مورد کارهای تصویری نیز امیدوارم این حمایت ها به سمت فرهنگسازی کشیده شود، چند مورد را که من چند وقتی است شروع کرده ام و جواب داده به شما می گویم

۱- در هر یک از صفحات اجتماعی چه افراد مشهور، چه دوستان، چه موسسات و جشنواره ها، هر گاه تصویری یا عکسی دیده ام، نظر گذاشته ام که لطفاً اسم عکاس، یا اسم نقاش یا تصویرگر را ذکر کنید. و انجام شده، خیلی از دوستان رشته و فضای کاریشان متفاوت با این مسأله است و در جریان نیستند که تصویر برای خیلی منبع درآمد است و به این شکل آگاه می شوند. یا خیلی افراد مثلا سرآشپزها به دلیل تخصصی نبودن مشاغل در ایران ممکن است نداند عکاسی مواد غذایی خودش شغل است که با این سوالات، آشنا می شوند یا خیلی از کسانی که مسئول صفحات اجتماعی موسسات هستند، جوان های کم سن و سال، یا دانشجویی که هستند که در کنار تحصیل یک کار جنبی انجام می دهند تا در آمدی داشته باشند مثل شاگرد، خواهر کوچکتر یا برادر کوچکتر، لازم نیست با خشم در ابتدا گفته شود. یا برخی که عروسکی می سازند و … افرادی هستند که تازه به سمت تولید هنری روی آورده اند و اصلا با بحث مالکیت معنوی آشنا نیستند، جه بسا اصلا وجود چنین افرادی که مثلا عروسک های انیمیشن ایرانی تولید می کنند و همکاری با آن ها مقدمه ای برای رشد بیشتر انیمیشن باشد. البته قطعاً به جز این موارد، مواردی هم هست که من هم لمس کرده ام که افرادی که در سازمانی مسئول  یا مدیربخش سفارش تبلیغات و روابط عمومی هستند حقوق اولیه، پیش پرداخت، و… را رعایت نمی کنند که این بخشودنی نیست.

متاسفانه وب سایت هایی که بحث های طراحی لوگو، پوستر و … را به شکل مسابقه های گروهی ارائه می دهند خودشان ناقص اصلی این بحث هستند چرا که معمولا مبالغ جایزه، نه در حد جایزه بلکه در حد دستمزد یا حتی کمتر از آن است و از طرفی به سفارش دهنده این امکان را می دهند تا با کمترین هزینه به طور رایگان تعداد زیادی ایده و یا حتی اجرای نهایی دریافت کند و از بین آن ها انتخاب کند و درصدی از پول به جیب وب سایت واسط می رود.

دوم: در انتها بیشتر پست ها ذکر کنید که آیا اجازه ی باز نشر در شبکه های اجتماعی می دهید؟ آیا اجازه ی چاپ می دهید و اگر نه برای هماهنگی و خرید اجازه با چه طریقی با شما تماس بگیرند

در این صورت در صورتی که موارد اصلاح نشد، یا عذرخواهی انجام نشده و یا خسارت پرداخت نشد می توان با پشتیبانی بیشتری از طرف مردم روبرو شد و شکایت کرد.

به هر حال تنها چاره ی فعلی مباحث فرهنگسازی است چرا که استفاده ی بدون اجازه در بیشتر کارهای روزانه وارد شده بدون آن که به آن توجهی کنیم، مثلاً در مورد نرم افزار. تعداد کمی هستند که خود را مقید می کنند از سیستم عامل های رایگان استفاده کنند یا از حق عضویت نرم افزارهایی مثل ادوبه فتوشاپ را پرداخت کنند اما مشکلات پرداخت و از طرفی فروش بین المللی کارها باعث شده استفاده ی بدون پرداخت  از نرم افزارهای خارجی و حتی داخلی عادی شده باشد و کمتر کسی دنبال نسخه ی آزمایشی می رود. در حالی که اگر عضو کپی رایت جهانی بودیم بسیاری موسسات و دانشگاه ها باید بودجه ای برای تجهیز نرم افزاری نیز می گذاشتند البته اگر به دستشان می رسید.

و یا در مورد موسیقی، به راحتی آب خوردن موسیقی ها رو کلیپ ها و ویدئوها گذاشته می شود اما در پلتفرم هایی مثل ایستاگرام و یوتیوب اینکه موسیقی با اجازه باشد و منبع ذکر شود به شکل یک فرهنگ درآمده، فرهنگ یعنی کاری که همه انجام می دهند پس نمی توانیم توقع فرهنگ داشته باشیم بدون اینکه از خودمان شروع کنیم.

سه استارتاپی که واقعاً جایشان در ایران خالی است خصوصاً که ما به گردش مالی بین المللی متصل نیستیم و اگر دنبال راه اندازی کسب و کار هستید اینهاست:

۱- وب سایت جامعی که چاپ بر اساس تقاضا باشد، یعنی هر هنرمند در آن فایل های طراحی و تصویرسازی را آپلود کند و بدون اینکه هزینه ی چاپ و انبار بدهد تنها در صورتی که فردی سفارش محصولی مثل تی شرت، لیوان …. داد خود سایت آن را چاپ و ارسال کند و درصد خود را بردارد.

۲- وب سایتی که آهنگسازان موسیقی در آن موسیقی های بی کلام یا باکلام خود را به طور رایگان اما به قید شرط نام بردن از هنرمند و صفحه اش و یا به شکل پولی قرار دهد.

۳- وب سایتی مشابه patreon, که در آن افرادی که محصولات نرم برای عموم تولید می کنند مثل ویدئوهای انیمیشن، ویدئوهای آموزشی، مراحل نقاشی و … بتوانند حامیان خاص خود را  نه قبل از شروع کار بلکه در حین کار جذب کنند.

همچنین پیشنهاد می کنم این ویدئو را که چند سال قبل تولید کردم ببینید

و این مطلب را بخوانید

حدیث hmaleki.ir – مجله وبلاگ بن پم  bonnepomme.ir

نویسنده: حدیث

حدیث ملکی: هنرمند کوچولویی که از دنیای انیمیشن به دنیای واقعی آمده، قصه ها و دانستنیها را با خود و به تصویر می کشد| ساکنِ بیسکولنز| کارشناس ارشد انیمیشن، کارشناس مهندسی نرم افزار، عکاس و طراح اطلاعات خودآموخته | http://bisculens.ir | http://hmaleki.ir

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *