از خوشنویسی تا چای مثقالی

Image result for dip pen

سلام نون کره ای های من،

بعد از افطار بود، بابام تازه از مسجد برگشته بود و تازه شروع به خودن افطار کرده بود ما هم که افطارمان تمام شده بود و همه از دور سفره رفته بودند من هنوز کنار سفره بودم و داشتم کانال های تلویزیون را عوض می کردم بلکه چیزی پیدا کنم. پشت کنکوری ها هم تمام شده بود و کارم سخت شده بود به شبکه امید که رسیدم ( در خانه من معروف هستم کانال هایی که مردم دیگر نمی بیننند مثل کانال ۴ ، کانال پویا، کانال امید را من مشتری اش هستم، برادرم مشتری تماشا و آی فیلم است. خواهرم فعلا درس دارد ولی قبلا هم کانال هایی که سریال کره ای یا ژاپنی می دادند را دنبال می کرد و بابام کانال خبر  و گاهی شبکه ورزش و مامان هم کانال آی فیلم، سلامت و شما و مامان بزرگ هم کانال شما، به خانه برمیگردیم کانال ۵ و شبکه قرآن را می بینند)

وقتی به شبکه امید رسیدم یک قسمت از سریالی داشت به اسم قلب * که در واقع سریال بچه های مدرسه ی والت هم بر همین داستان بوده.

Image result for cuore series

Image result for cuore series

در یک نما از سریال فردی داشت با قلم روی کاغذ می نوشت از همان قلم ها که مخزن ندارد و باید مکررا آن را داخل جوهر بزنید.

بابا گفت ” آخ آخ زمان محصلی ما باید با این قلم ها می نوشتیم، خیلی درد سر داشت، جوهر جدا داشت، خرابکاری می شد جوهرش بر می گشت  می ریخت رو فرش دعوامون می کردند ”

من هم به بابا در مورد این قلم ها گفتم و اینکه یکی گرفته ام و در اینترنت و یوتیوب نوعی از آن را دیده ام که شیشه ای است مثل گنبد های روسیه، نوکش پهن  نمی شود و ضخامت خط همیشه ثابت است.

Image result for glass dip pen

پدرم از معلمشان گفت، پدرم دوران تحصیلش را در قم گذرانده، گفت یک معلم خط داشتیم آن موقع معلم ها واقعا کارشان درست بود با علاقه کار می کردند.

فقط یک معلم جبر داشتند که ته ترم آمد و با پررویی گفت سر کارتان گذاشتم .ولی به جز آن  مثلا معلم خطشان یک سوفی و از خطاط های به نام بود. یا معلم ورزششان قهرمان کشتی جهان بود مثلا حالا نبود که گاهی در بین معلم های خوب، گاهی هم هرکسی را از درس های بی ربط بفرستند به درس های ورزش و هنر.  یا مثلا معلم ادبیاتی داشتند که آخوند هم بود و خیلی اصرار داشت بچه ها مطالعه کنند و کتاب هایی را معرفی میکرد، آن موقع دست مردم تنگ بود و قدرت خرید به آن شکل نبود، اصلا خود مفت خوانی روزنامه و دنبال کردن صاحب روزنامه داستان بود چه برسد به کتاب. می گفت معلمشان با یک کتاب فروشی صحبت کرده بود و سفارش کرده بود که دانش آموزانش اگر آمدند، به آن ها با کرایه ی کم کتاب را امانت بدهد و ما می رفتیم  با ده شاهی ( مقدارش را یادم نیست) کتاب نو امانت می گرفتیم

بابا گفت” معلم خطاطی که آمد  آن موقع ما نمی دانستم سوفی یعنی چه، معلم که آمد سبلیل های  کلفتی هم داشت ما پچ پچ کنان مدام به هم گفتیم “سوفی یعنی چی؟ سوفی یعنی چی؟” او هم عصبانی شد داد زد ” سوفی یعنی خالص سوفی یعنی پاک …” و خندید

بابا از کلاس موسیقی گفت، گفت آن موقع معلممان یک فلوت ( قره نی ) داشت و ما که ساز نداشتیم وضع مردم خوب نبود حالا در آن وضعیت کلاس بچه ها کفش پاره و وضعیت نامناسب . ما ساز نداشتیم او ساز می زد و ما باید سرود می خواندیم “شاااااهنشه ….” و اگر اشتباه می گفتیم هم با فلوتش به شکم ما میزد از اول ” شاااااهنشه … ”

در مورد وضعیت بد و فقر بابا گفت آن موقع آمریکا به محصل ها کمک می کرد، به هر بچه محصل روزی یک تکه نان ( کمی بزرگ تر از یک چهارم بربری) و یک قالب کرده می دادند و بعد از مدرسه، افرادی که شغلشان درآمد خوبی نداشت مثلا گاریچی ها می آمدند دم مدرسه و آن نان و کره را از دانش آموزان می خریدند. دانش آموزانی که فروخته بودند  هم با آن پول بعدا یک تنقلاتی چیزی می خریدند.

Image result for ‫موزیک مدرسه قبل انقلاب‬‎

یک کم زمان گذشت و بعد بابا ادامه داد

عجیبه برام اون موقم مردم انقدر مثل الان دغدغه و حرص پول نداشتند با اینکه فقیر بودند اما این طور نبود الان بچه ها هم دغدغه و ناراجتی پول دارند و لی آن موقع اصلا مردم روزی هر روز رو همون روز می خریدند، شاید باورت نشه مثلا صبح یک مثقال چای می خریدند برای همون روز. یا گوشت اون روز رو همون روز می خریدند و می خورند و نگران فردا نبودند.

Image result for happy tea dried

سریال قلب : Cuore یک سریال تلویزیونی تلویزیونی در سال ۲۰۰۱ در شش اپیزود است که توسط Maurizio Zaccaro، Giulio Scarpati، Anna Valle و Leo Gulotta اجرا شده است، که بر اساس رمان مشابه نام Edmondo De Amicis است.
بر خلاف رمان، جایی که شخصیت اصلی یک دانش آموز است و کل از دیدگاه او بیان می شود، در این داستان، نقش اصلی معلم است.انیمیشن بچه‌های مدرسه والت نیز بر اساس همین رمان نوشته شده است
این داستان در سال ۱۸۹۰ در پیدمون اتفاق می افتد .مأمور پربونی، آرام، فروتن و پدرانه به دانش آموزان خود از همان ابتدا صداقت و احترام آموزش می دهد و به اصول خوبی و برادری متقابل و همچنین عشق به کشور می اندیشد، اما نگرش او اغلب او را در مقابل بقیه قرار می دهد.

این ویدئو را هم ببینید و کیف کنید.

شاد باشید
ارادتمند
حدیث ( بیسکولنز ) – مجله وبلاگ  بیسکولنز

نویسنده: حدیث

حدیث ملکی: هنرمند کوچولوی حرفه ای و پژوهشگری که از دنیای انیمیشن به دنیای واقعی آمده، قصه ها و دانستنیها را به تصویر می کشد| ساکنِ بیسکولنز| کارشناس ارشد انیمیشن، کارشناس مهندسی نرم افزار، عکاس و طراح اطلاعات خودآموخته | http://bisculens.ir | http://hmaleki.ir

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *