صحبت اوّل به از صلح آخر

همراهان خوبم این پست در واقع یک پست نیست، یک متن هست در مورد قوانین تماس با من، تا هر وقت فردی برای کار یا آشنایی به من مراجعه کرد لینک را برایش بفرستم، چرا که توضیح و انتخاب هر کدام و نوشتن آن برای یک فرد سخت هست  واز طرفی وقتی برای یک نفر به طور جداگانه می نویسم از ترس اینکه مبادا فرد به خودش بگیرد خیلی باید متن را رتوش کنم و توضیح بدهم اما وقتی متنی به شکل کلی و بدون مخاطب خاصی باشد صحبت کردن درش راحت تر است. این را می نویسم و به مرور اگر مورد تکمیلی به ذهنم رسید اضافه می کنم.

سلام همراه خوبم،

از آشنایی با شما خوشحالم، در مورد شیوه ی تماس لازم هست مطالبی رو خودمتتون بگم تا بتونیم بهتر با هم در ارتباط باشیم. برای اینکه بتونم بهتر تجربه ی ایجاد هر قانون رو بهتون منتقل کنم شاید مثال هایی بزنم، این مثال ها صرفا برای توضیح هستند و موارد خیلی کمی هستند که حتی بعضی از آن ها با صحبت حل شده، در واقع به طور کلی من همیشه انرژی مثبت و مراعات و رفتار خوب از مخاطبانم دریافت می کنم و این باعث خوشحالی من و لطف خداست.

من نسبت به مردم خیلی خوشبین هستم و معتقدم که علاوه برای افرادی که تماس می گیرند همیشه افرادی هم هستند که تماس نمی گیرند یا خجالت می کشند یا مراعات می کنند یا کم سن و سال هستند و سوالاتشون رو نمی پرسند و گاهی که با واسطه انرژی مثبت و نظرات رو شنیدم خیلی خیلی خوشحال شدم. من بعد از چند سال سبک کارم را به کار و خدمت برای عموم (حتی کسانی که نمی شناسم) و پاسخگویی عمومی ( به جای خصوصی) تغییر دادم. برای تغییر و به دست آوردن این روحیه خیلی تجربه کسب کردم اوایل ترسناک بود اما کم کم با سختی موفق شدم. اما می خواهم یک نکته ی مهم بهتون بگم، دید مثبت لازمه ی زندگی هست حتی جدیدا متوجه شدم در دین سفارش شده به حسن ظن داشتن، به نظرم این دیدم مثبت و حسن ظن گنج بزرگی هست که کمک می کنه بدون ناراحتی ذهنی یا ترس یا خودخواهی یا کار در ازای جبران توسط فرد برای انجام کار خوب، کار برای همه و در کنار آن درآمد بیشتر فعالیت کرد، اما باید ازاین گنج بزرگ یعنی خوش بینی مراقبت کرد و آن هم این هست که کار اشتباه نکرد، به این معنی که هر بار که ما برخورد بدی می بینیم یا اعتمادی می کنیم که بی دلیل بوده ممکنه باعث بی اعتمادی و بی انگیزگی و بد بین شدن ما به افراد بشه در حالی که شاید اشتباه از خود ما بود و باید اطمینان و استدلال، نوشتن، اعلام قانون و صحبت کردن را در کنار نگاه مثبت قرار داد تا از این گنج یعنی نگاه مثبت و حسن ظن مراقب کنه.

هر کس به تناسب نوع کارش، و شرایطش تصمیمی می گیرد، گاهی حضور ما تنها در ارتباط با خانواده و دوستان با اکانتی خصوصی، یا با اسم مستعار و با عکس منظره است گاهی برخی دو ارتباط دارند یکی برای همکاران و محیط اداری و یکی برای خودشان و انواع مختلف  من هم سبک خودم را انتخاب کرده ام تصمیمی که من گرفته ام در ارتباط بودن با عموم هست، از این کار لذت می برم و مطمئنم هم انرژی می گیرم و هم امیدوارم بتونم مفید باشد و به افراد انرژی بدهم چه آشنا چه غریبه، چه متولد شده و چه بعدا متولد شود. بنابراین باید مراقب این انتخابم  هم باشم. من این مسئول بودن و هویت واقعی و شخصی داشتن و آی-دی، پایگاه و وبسایت دائمی  و با ثبت اسم داشتن را خیلی می پسندم و خیلی دوست دارم. در واقع ماجرا بر می گردد به وقتی که یک سخنرانی تد گوشی می دادم درباره ی ۸۰۰۰ هزار ساعت کار و رضایت.

در این جا با کمک تجربه هام ، سبک زندگی خودم و امکاناتم مواردی که دوست دارم در برقراری با من رعایت شود و مواردی که باعث نگرانی، فشار یا ناراحتی من می شود را خدمت شما ( که نمی شناسم ، شمای نوعی) می نویسم:

فهرست عناوین:

۱-پیام رسان های اجتماعی و شماره تلفن ۲- مراعات در ساعت و مکان پیام ۳- پیام کامل به جای “سلام خوبی” ۴- ارائه ی اطلاعات کامل و جلب اعتماد ۵- خشونت سایبری

—————————————

  • در خواست شماره تلفن بنده و استفاده بدون هماهنگی از پیامرسان های اجتماعی

در مورد این موضوع یعنی درخواست شماره تلفن و انواع پیامرسان ها مثل تلگرام یا واتساپ، باید بگم که من در دورانی زندگی کردم که از تجربه ی نداشتن تلفن ثابت تا داشتن تلفن ثابت، داشتن تلفن همراه، ایمیل، یاهو مسنجر، وبلاگ و بعد از آن پیامرسان های اجتماعی ( وایبر، تلگرام، واستاپ، ویچت، لاین و … )  و اسکایپ (مصاحبه های با هماهنگی کاری و تحصیلی ) و شبکه های اجتماعی ( اورکات، یاهو ۳۶۰، فیسبوک، اینستاگرام، لینکدین، گودریدز و …) را سپری کرده ام، از همه ی آن ها در زمانی که حس کردم برای انجام زندگی، کار و برندینگ شخصی کسب و کارمفید هست استفاده کرده ام، هیچکدام نبوده که برای من فایده نداشته باشد اما به دلایل مختلفی ( که برخی از آن ها را در موارد بعدی خواهم گفت) از بین این ها بخش پیامرسان های اجتماعی را از زندگی ام حذف کرده ام.

من از شبکه های اجتماعی استفاده می کنم اما از پیام رسان های اجتماعی استفاده نمی کنم، گوشی من یک گوشی ساده است، و یک وسیله ی هوشمند خوب و قدیمی هم برای کار دارم که جزو سرمایه های من در کارم برای عکاس و پست عمومی هست نه وسیله ای برای تماس. اکانتی در پیامرسان هاساخته ام، اما تنها برای موارد لازم.

مثلا چند وقت پیش که دایی ام می خواست جواب آزمایش مامان بزرگم را بفرستد دیگر واتساپ را روی دستگاه گوشی ریختم قبل از آن فقط روی شبیه ساز بلو استکس ریخته بودم.

 

دوستانم هر موقع با من کار دارند ایمیل می زنند یا تلفن می زنند یا روز خاص و معینی در ماه هم را می بینیم

می دانم این روش  “نرمال” نیست ام به نظر من هرچیز نرمالی لزوما طبیعی هم نیست

بستگی به فرد دارد مثلا برای دوستی که از خانواده اش دور است طبیعی است اما برای من نه.

البته قطعا وقتی من به کسی مراجعه کنم و کار داشته باشم از روش او استفاده می کنم اما در مراجعه به من توقع همین را از فرد / شرکت مقابل دارم. گاهی که فرد سواد کافی در ساخت ایمیل نداشته یا دسترسی به اینترنت در کشور او محدود بوده قطعا مراعات حال او و مدارا می کنم اما همیشه این مساله خوب پیش می رفته وقتی که متقابل بوده مثل در مورد کاری وقتی خانم سفارش دهنده متوجه شد امکان فرستادن فایل در پیامرسان با کیفیت تصویری خوب نیست، فردی را از انتشارات پیدا کرد که به نمایندگی کارهای ایمیلی را انجام دهد.

تجربه هایی هم داشته ام که مدارا در برابر مدارا نبوده مثلا برای مراعات حال فرد به پیامرسان سر زده ام  و پاسخ ها را داده ام اما او جواب ایمیل را نداد در واقع این جزو تجربه های اولیه من بود که پیش پرداختی نگرفته بودم و حتی بعد از یک ماه دو ماه غیبت پیدایش شد و اینکه می خواسته خودش ببیند می تواند انجام دهد در حالی که من زمان زیادی هم در پاسخگویی به او، هم مصرف اینترنت و استفاده از دستگاه برای دریافت فایل های او … گذاشته بود.

احتمالا از این دو مثال می توانید متوجه منظورم شوید هر چه قدر فرد منظم تر و اهل مدارا باشد جدی بودن او مشخص تر است و هرچه بی برنامه، بدون تعهد به رعایت شیوه ی کاری شما و اصرار در استفاده از سبک بی ساعت و بی برنامه ی خودش داشته باشد، کار یا آشنایی هم منجر به ناراحتی است.

جدای از آن در ایمیل من فرصت دارم آن را به شکل خوانده نشده در آورم و در طول یک هفته  پاسخ دهم. اما اگر متن یا پیامی را بخوانم و نتوانم پاسخ دهم دیگر فرصت پاسخدهی در آینده از دست می رود.

==============================

  • رعایت زمان و ساعت

مورد بعدی زمان و ساعت است، خوشبختانه من در این مورد از قبل توسط مطالعه ی افرادی مثل سارا سوایدن و گوش دادن پادکست آگاه شدم و جلوی این مشکل را گرفتم اما لازم است مجددا بگویم که اگر به واسطه ی دوست، آشنا یا وب سایت از من کاری خواسته اید، نا خودآگاه این ارتباط از طریق تلفن یا اینترنت ممکن است این تصور را ایجاد کند که فرد همیشه و همه ساعات در حال انجام کار شما و پاسخگوست. این تصور اشتباه است باید در روزهای کاری و در ساعت کاری تماس بگیرید. این که بعد از پایان یافتن کار خود  در غروب یا شب یا حتی روز تعطیل بخواهید با فرد هماهنگی کنید توقع نابجایی است.

جدای این مساله برخی به دلیل موقعیت اداری خود  یا شیوه ی زندگی مراعات ساعت را نمی کنند؛ مثلا یادم می آید فردی نه چندان آشنا که تنها در جشنواره برای کار شماره ی من را داشت ساعت ۱۱ شب برای تبریک عید تماس گرفت طبیعتا من پاسخ ندادم و پیامک داد. این مورد و موارد مشابه خیلی من را ناراحت می کند، این که فرد حس می کند کاری را باید انجام دهد نباید باعث بشود آن را همان موقع با پیامرسان فوری انجام دهد تا ذهنش از استرس آن خلاص شود، داشتن یک دفتریادداشت برای انجام کارها همیشه لازم است اما متاسفانه امروزه افراد کمتر آن را دارند.

زمانی یک هفته قبل از کاری به تلفن ثابت من زنگ می زدند و محترمانه یادآوری می کردند با آمدن پیامرسان و در درسترس بودن اینترنت، همان مسئولیت را افراد دیگر در دقیقه ی۹۰  انجام می دادند یا حتی با تشکیل گروه، به زور عضو کردن افراد و فرستادن یک پیام ، در واقع کار را از سر خود باز می کردند تا بخواهند انجام دهند.

یا مثال دیگری برایتان می زنم از غیر صبور بودن افراد در فرستادن پیام در وقت مناسب، یک بار معاون ساعت  ۱۱شب شماره تلفن فردی را از من از طریق پیامک خواست، ( خدا رو شکر آن موقع شاید با من رودربایستی داشتند یا هرچه اما توقع جواب از وایبر نداشتند) ساعت دیر بود و من گذاشتم فردا صبح بعد ساعت ۸ تلفن را پیامک کردم. بعدا فهمیدم که همان شماره تلفن را کمی بعد تر با وایبر از فردی دیگر گرفته اند و ساعت ۱۱:۳۰ دقیقه  شب، باز هم از طریق وایبر به فرد پیغام داده بودند و گفته بودند امسال نمی توانیم با شما همکاری کنیم در حالی که همین چند روز پیش دعوتش کرده بودند ، و آن بنده خدا هم شب تا صبح را با گریه گذرانده بود.

واقعا هوش هیجانی مدیر و معاون تا چه قدر می تواند پایین باشد که نتوانند یک شب را برای اعلام تصمیم آن هم با احترام و دعوت یا تلفن صبر کنند، این حذف صبر از زندگی از آسیب پیامرسان ها برای گروه افرادی است که دچار اعتیاد و بیماری های روانی استفاده از آن ها شده اند. فرقی نمی کند دلیل استفاده از پیامرسان ها چه باشد، در ارتباط بودن به خانواده، چک کردن کانال بورس،  در ارتباط بودن با دوستان، چک کردن کانال مدرسه و دانشگاه، یا ثبت نام در کانال آموزشی باشد، به محض اینکه به عدم صبر، احساس تنهایی و نگرانی تبدیل شود باید زمانش را کنترل کرد و بیماری است.

===============================

  • لطفا به جای “سلام خوبی؟” پیام کامل بفرستید.

امان از “سلام خوبی؟” . زمانی که هنوز تازه دستگاه های هوشمند آمده بود و من هم صاحب یکی شدم، هنوز این مساله در ذهنم جا نیفتاده بود که دیگر کم کم همه همیشه آنلاین هستند و همه دستشان یک گوشی است. اوایل خیلی ایده آل به مساله نگاه می کردم و خودم را موظف می دانستم که پاسخ همه پیام ها را بدهم ، با اینکه همیشه “سلام خوبی؟” یک حس بدی در من ایجاد می کرد و در ذهنم می گفتم  “خوب کارش چیست ” یا ” چرا این افراد که غریبه اند فعل دوم شخص مفرد به کار می برند ، کار من را جدی نمی گیرند یا سن من را کم می دانند یا خودشان را بالاتر می دانند؟”

گذشت و گذشت و کم کم متوجه شدم این سلام خوبی سه کاربرد دارد

الف ) عده ای از آن برای فرستادن پیام به طور فله ای استفاده می کردند، متوجه شدم مثلا در برخی جاها مثلا اینستاگرام برخی احتما به طور فله ای به تعداد زیادی ” سلام خوبی” می فرستند مثل تیری که شاید به هدف بخورد یا نه

  • “سلام خوبی” برای گپ زدن، بیان مشکل زندگی، کاری یا مثلا فلان برخورد بد رئیس یک نفر با او، یا حوصله سر رفتن یا دلتنگی . این مورد هم از آن ها بود که استرس وارد می کرد مثلا فرض کنید یک نفر ساعت ۱۰ می گفت ” سلام خوبی” من از استرس اینکه چه شده که این وقت پیام داده فوری جواب می دادم و وقتی می فهمیدم کاری ندارد و فقط دنبال فردی ( هر فردی ) برای گپ زدن بوده یا مثلا با من کاری داشته یا فقط دلش تنگ شده بوده اما تا وقت مناسب صبر نکرده واقعا آزرده میشدم اما به روی خودم نمی اوردم

پ) “سلام خوبی” به عنوان پیدا کردن یک نفر برای حل مشکل کامپیوتری و موبایلی، این هم از آن موارد بود که آن موقع که تازه تلگرام آمده بود و من عضو کلی گروه هنری بودم و برایم دانشگاه بود تا برای خستگی از کار وارد پیامرسان می شدم با سوال هایی مواجه می شدم که برخی واقعا نه تنها پرسیدنش از تلگرام عجیب بود بلکه حتی درخواست رایگان آن هم عجیب بود مثلا طرح درس فلان کلاس که تدوین کرده ای!  اوایل دست و چشم نماند برایم مچ دستم درد گرفت و چشمم اذیت شد و ساده انگارانه جواب می دادم بعد تر که استفاده ام را کم کردم متوجه شدم خودشان جواب را پیدا کردند و بعد تر که ترک کردم، مثلا یکی بار که دوستم برای وب سایت به من تلفن زد کار را در یک مکالمه ی تلفنی ۲ ساعته انجام دادیم اما مورد مشابه را که یک نفر با پیامرسان پرسیده بود جان به لبم کرد کار ۲ ساعته که سه روز طول کشید به علاوه ی کلی مکث و انتظار و تعطیل در جواب دیدن و جواب دادن.

ت) مورد بعدی “سلام خوبی” افرادی هستند که دنبال نیرویی در تیم کاری شان هستند مثلا پروژه ای یک ماهه دارند و به جای نوشتن کامل کارشان به افراد لیستشان می گویند ” سلام خوبی؟” …

واقعا پیامرسان اجتماعی یا برای پیغام کامل است یا برای صحبت تلفن اینترنتی با هماهنگی قبلی مثلا یادم می آید با وایبر کاری را به طور گروهی جلو می بردیم به جای تلفن با وایبر نصب شده روی کامپیوتر زنگ می زدیم و در مخارج پروژه صرفه جویی شد و فرستادن عکس هم در حین کار ممکن بود.

لطفا به جای ” سلام حدیث بانو خوبی” یا “سلام خوبی”  و … پیغام خود را کامل بفرستید . قسمت بامزه اش این است که یک بار به یک نفر اعتراض کردم که پیغام هایش اذیت می کند و لطفا پیغام کامل بفرستد او هم نوشت ” سلام خوبی؟ چه خبرا؟ چی کارا می کنی ؟ دیگه تعریف کن ”

منظورم از پیغام کامل، متن واضح با شروع و پایان هست، مثلا “سلام خوبی؟ من می خواهم یک تیم ببنده فلان روز فرصت دارم و حق الزحمه فلان است ” یا ” سلام امروز خیلی دلم گرفته فرصت داری با هم صحبت کنیم”  یا ” سلام می خواستم هر موقع شد وقتی هماهنگی کنیم که در مورد تغییرات طرح صحبت کنیم”  یا ” سلام فردا می خواهم … ”

پس در نظر داشته باشید که چنانچه پیام “سلام خوبی” از شما دریافت کردم و دیر دیدم و جواب ندادم همانند وقتی است که فردی زنگ خانه ای را می زند و فرد در خانه نیست، طبیعتا باید مجددا بعدا زنگ بزند و پیگیری کند.

همچنین خیلی ممنون می شوم در صورت فرستادن پیام یا تلفن زدن اصل مطلب را از قبل آماده کنید و موضوع را مشخص کنید، گاهی به طور طبیعی افرادی که مشغول کار در جایی هستند و به شکل ساعت حضور حقوق می گیرند و یا در مغازه ای هستند در فرصت های خالی تماس می گیرند و فراموش می کنند که برای ما فرصت های خالی با دستمزد کمتر پیش می آید. خیلی ممنون میشوم اگر لطفا از احوالپرسی های طولانی تلفنی کمک کنیم،  و موضوع های صحبت قبل از تماس مشخص کنید و همچنین از بحث یا فوروارد مطالب مربوط به اخبار، سیاست یا حواشی سلبریتی ها و … خودداری کنید.

======================

  • مشخصات کامل محل کار خود و خود را ارائه کنید و مراحل ایجاد اعتماد را انجام دهید.

بعضی از افراد شاید به خاطر اینکه خودشان خوب هستند فراموش می کنند که ممکن است افراد مختلفی با من تماس بگیرند و بنابراین لازم است که با دادن اطلاعات، ایجاد اعتماد را که یک هنر است، انجام دهند دو مثال می زنم

چند ماه پیش ایمیلی به فارسی داشتم از خانمی که تنها با ارائه ی اسم کوچک خود و اینکه در کانادا است دعوت به همکاری در شرکت آموزشی شان داشت.  در این مورد با درخواست من مشخصات خود، تلفن کامل مدیریت و وب سایت را داد اما در ادامه موضوعی که در آن از من درخواست همکاری داشتند را حتی به شکل کلی ( طرح درس، تولید محتوا یا انیمیشن ) مشخص نکرد و بعد از آن گفت که ترجیح دارند من در جلسه ی آن ها باشم و در جلسه به من اعلام کنند. طبیعتا مشخص نبودن موضوع من را به فکر انداخت که با درخواست پیش پرداخت رایج برای شرکت در جلسات ایده پردازی ببینم اصلا امکان پرداخت در ایران دارند یا نه. که دیگر تماسی گرفته نشد. می بینید گاهی چنین تماس هایی نیز سراغ ما می آید غیر دقیق، غیر حرفه ای و گاهی با درخواست دریافت رایگان ایده یا مشخص نبودن کار.

یا مثلا دیگر که من را حسابی به تعجب انداخت این بود که می دیدم کارمند روابط عمومی فلان سازمان مشخصات من را به عنوان صاحب اثر از طریق تلگرام شخصی خود می خواست یا مثلا کارمند فلان مجله رزومه ی من را دیده و اطلاعاتی با تلگرام می خواست. از نظر من روش درست در مورد سازمان ها این هست که از شماره ی  ثابت خود تماس بگیرند و همچین یک مدیر لایق نباید ارائه ی اطلاعات صاحبان اثر یا ثبت نام کنندگان را به تلگرام شخصی افراد بدهد چه بسا اصلا فردی از این مساله سوء استفاده کند.

یا مثال بعدی فردی بود که تنها با ارائه ی اسم کوچک و تلفن و یک ایمیل درخواست ملاقات حضوری داشت و وقتی بنده نه به این مفصلی اما مودبانه و مختصر توضیح دادم که بدون ارائه ی اطلاعات امکانش نیست یک عکس تقریبا نا مشخص فرستاد. از نظر من برای درخواست ملاقات اگر کاری است که مکان ملاقات شرکت کارفرما نیست چه بسا برخی از این ها شرکت های خصوصی هستند و ضمن عذرخواهی در آن ها حضور نخواهم داشت و در مورد آشنایی و گسترش روابط هم لطفا اول اینکه اطلاعات کامل ارائه کنید و اعتماد جلب کنید، هرچه اطلاعات به هویت اصلی شما نزدیک تر باشد مثل محل کارتان، کلاس یا دانشگاهی که در آن هستید  صفحه ای که در آن افراد خانواده و دوستانتان فعالیت دارند، کار جلب اعتماد آسان تر است. همیشه باید اطلاعاتی باشد که من به شریک یا خانواده ام قبل از رفتن به ملاقات ارائه کنم و در صورت مشکل قابل پیگیری رسمی باشد.

 

  • خشونت سایبری

در این اواخر دیگر فرصت نمی کنم پیام ها را بخوانم،  چرا که هم حجم پیام های دریافتی زیاد شده و هم دستگاهم قدیمی شده و چند بار باتری آن را عوض کرده ام و دیگر تنها برای پست و کار روشنش می کنم اما برخلاف الان که نمی رسم گاهی پیام ها را بخوانم، قدیم بیشتر پیام ها را می خواندم و حواسم بود که همیشه جواب بدهم این باعث ایجاد یک توقع شد و من را در موقعیت cyberbulling  قرار داد که دوست دارم چند تجربه از آن را برایتان بگویم

تجربه ی اول مربوط به صبور نبودن در جواب است که چندبار تکرار شد.

در  اولین بار متوج شدم فردی اعتراض می کرد که چرا پیامش را در کمتر از ۲۴ ساعت جواب نداده ام، در اعتراض به این صحبت او متوجه شدم این کار را زشت نمی داند، بنابراین من هم برای مراعات تصمیم گرفتم پیام هایش را هر وقت که دیروقت است یا وقت جواب دادن ندارم نخوانم چرا که احتمالا پیام فوری ای نیست، اما مورد جدید تری دریافت کردم ” چرا آنلاین شدی و پیام من را نخواندی” . در مقابل این مقدار پر رو بودن معمولا آدم ترجیح می دهد کلام به کلام نشود و تا حد ممکن مراعات کند.

مجددا این اعتراض  از طرف یک از دوستانم قدیمی ام مطرح شد که چرا جواب سوال من را همان وقت که دیدی ندادی و فردایش دادی! با دوستم صحبت زیادی کردم که این نوعی از خشونت و سلب آرامش است برخی سوال ها واقعا فوری نیست اگر نیاز به جواب فوری است باید گفت که فوری جواب بده یا حتی اصلا تلفن زد. برای دوستم گفتم که به نظر من این کم صبر شدن از عوارض جانبی و بیماری گونه ی زیاد سر زدن به پیام رسان هاست و برایش تعریف کردم که از نظرم بلاک کردن و یا مخفی کردن آخرین ساعت حضور راهش نیست، افرادی که روی این مساله حساسند بیشتر خودشان اذیت می شوند تا دیگران، و باید روی این مساله کار کنند ضمن اینکه وقتی امکانی مفید است چرا باید ما خودمان را از ترس خشونت افراد محدود کنیم

مورد دیگر مربوط بود به لینکدین، فردی از من لینک کارهای گرافیکی ام را خواست و من هم خوشحال یک بعد از ظهر داشتم به مرتب سازی و لینک ها فکر میکردم دیدم پیام جدیدی آمده، خیلی خوشحال شدم و با ذوق و شوق باز کردم فکر می کنید چه بود ” سین می کنی جواب نمی دی؟ فکر می کنی من دنبال دوست دخترم نخیر من دوست دختر دارم خواهشا همه چیز رو با هم قاطی نکنیم” و بعد هم بلاک شده بودم و حتی فرصت جواب نداشتم

یا مورد دیگر وقتی بود که من در بیو پروفایل اینستاگرامم نوشته بودم که به زبان انگلیسی بود Muslim هم نوشته بودم، در اورکات هم  این بود و آن موقع هنوز در اینستاگرام فرم رایجی نیامده بود تصورم این بود که حالا که ذاغش این همه تصورات را خراب کرده بود خوب بود ما به عنوان آدم های مثبت هم بنویسم. خصوصا که ذاعس وبلاگ من را هم قبلا یک بار صفحه ی اولش را تغییر داده بودDeface . خلاصه منظور خاصی نداشتم اما ناگهان یکی از افراد ایرانی به تلگرام من پیام داد که “چرا نوشتی فکر کردی فقط خودت مسلمانی؟” !!! از تعجب نمی دانستم چه بگویم و سکوت کردم. من این همه با دوستان نامه نگاری مختلف از کانادا، انگلیس، توگو، هنگ کنگ، ژاپن، و … صحبت کرده بودم و دین های مختلف مسیحی، بی دین، بودایی و … تا به حال چنین برخوردی ندیده بودم. در مورد اسم کشور شاید گاهی دیده بودم که برخی از رسانه ها برداشت های غلطی داشتند مثل خطرناک بودن کشور یا مثلا خشک و بی آب و صحرا بودن آن اما این طور برخورد ندیده بودم. هرچند که روابطم بعدا با این دوست هم تقریبا خوب شد و خود این یک تجربه شد برای من که اشارات مستقیم نداشته باشم.

فعلا این موارد در اولویت به ذهنم رسید. با اینکه شاید مثال های ناخوشایند زیاد بود اما واقعیت این هست که این ها در طی سال ها و حتی بیشتر در اوایل کار رخ داده، و صدها برابر این موارد من موارد مثبت و انرژی های مثبت و کمک داشته ام. هدف از نوشتن صحبت راجع به این مسائل نبود تنها از این جهت که دانستن شیوه ی ارتباط می تواند به ارتباط بهتر و پایدارتر کمک کند.

اردتمند،

شاد و موفق باشید

 

نویسنده: حدیث

حدیث ملکی: هنرمند کوچولوی حرفه ای و پژوهشگری که از دنیای انیمیشن به دنیای واقعی آمده، قصه ها و دانستنیها را به تصویر می کشد| ساکنِ بیسکولنز| کارشناس ارشد انیمیشن، کارشناس مهندسی نرم افزار، عکاس و طراح اطلاعات خودآموخته | http://bisculens.ir | http://hmaleki.ir

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *