بیسکولنز: مخاطب و ویدئو

سلام همسایه های خوبم،

امروز می خواهم از تجربه و چالش ویدئوسازی بگویم و آن هم مخاطب هست.

Image result for define your audience in video making

به هر حال چه بخواهیم چه نخواهیم معمولا وقتی کاری رو خلق می کنیم یک هدفی در ذهن داریم که اون با مخاطب هم در ارتباط هست. در واقع به نظر من اگر مخاطب را در نظر نگیریم سیستم یک جا لنگ می ماند.

مثلا در شکل ساده اش ممکن هست که به معلم یا استادمان فکر کنیم و بخواهیم مطالبی که گفته را در تمرینی که داده جا بدهیم تا وقتی کار را دید آن را درک کند. یا ممکن هست کار ارائه ی خدمات پزشکی باشد، باید به نحوه ی ارائه ی آن به فرد و همراهان فکر کرد از ورود، ثبت، مسائل مالی و حقوقی تا ترخیص.یا ممکن هست یک اثر آبستره باشد که باز هم به اثر گذاری و اتتقال حس آن در مخاطب یا نه حداقل به انتقال حس خودمان به اثر فکر می کنیم.  یا وقت طراحی جواهر به فردی که از آن استفاده می کند فکر میکنیم. یا مثلا موقع ساخت فیلم شاید (خصوصا اگر تازه کار باشید) به داوران جشنواره فکر کنید.

حالا بریم سراغ موارد بی واسطه مواردی که یک ماهیت فیزیکی مثل تابلو، کیک، واسط نیست مثلا کلاس های فرهنگی و یا آموزشی، من از سال ۸۳ تدریس را شروع کردم و هرچه زمان گذشت بیشتر و بیشتر توانایی درک و دریافت کوچکترین زبان بدن شاگردان در من قوت پیدا کرد.  اینجا مخاطب مهم هست از نظر گروه سنی، از نظر سطح دانش  از نظر ساعت برگزاری کلاس، از نظر سابقه ی این که آن موضوع را با چه فردی و با چه شرایطی گذرانده است  و خیلی موارد دیگر.

اما برویم سراغ ویدئو که یکی از دشوارترین و چالش برانگیزترین موارد بود، احساس عجیبی داشت، برخلاف فیلم که بعد از اتمام انتشار و اکران آن به دست فرد دیگری داده می شود و از شما جدا می شود یا کتاب یا محصولات که دیگر از جایی با آن خذاحافظی می کنید و به دست فروشنده یا شرکت توزیع می سپارید. اما در ویدئو خودتان کار انتشار را انجام می دهید. این نقطه قوت ویدئو است، شما بدون واسط با مخاطب در ارتباطید اما از طرفی این برای من بسیار پر چالش نیز بود، چرا که اوّلا مثل رفتن در کلاسی است که نمی دانید چه کسانی روبه روی شما نشسته اند، شما چشم بند دارید و سالن تاریک است و نمی توانید تصور کنید که چه کسی روبروی شماست، تعیین و پایبندی مخاطب مهارت و تجربه می خواهد، مثلاً من مخاطب تعیین می کردم اما ارتباط با افراد من را گیج می کرد و این نقطه ضعف برای شکل گرفتن کار بود، گاهی مخاطبم یک فرد نوجوان بود گاهی دوست هم مدرسه ای،گاهی فکر می کردم که استادانم هم ممکن است این را ببینند و …

در واقع حتی وقتی ویدئوها را به جای نماشا، تماشا و آپارات در اینستاگرام هم منتشر کردم این تاثیرپذیری ذهنی من بیشتر شد، در اینستاگرام لایک شدن ویدئو توسط شاگردان از سنین مختلف، یا هم مدرسه  ای ها قدیم که حالا در رشته های متنوعی از پزشکی و دندانپزشکی و گوش و حلق و بینی و متالوژی وکامپیوتر و …. و یا حتی در کشورهای مختلف هستند، همینطور اساتید مثلا موسیقی و …

الان که مجددا فکر می کنم به نظرم می آید این تنوع و تفاوت به طور ناخودآگاه در کار من تاثیر گذاشت، چرا که اولاً برای قابل فهم بودن ویدئو ها سطح آن ها را بسیار عمومی کردم. یا مثلا در نظر گرفتن اینکه شاید کسی فلان تجهیزات را نداشته باشد موضوع را به کل تغییر داد.

به نظر من قدرت تعیین محدوده ی کار و بالابردن کیفیت یکی از مهمترین توانایی هایی است که در تولید ویدئو می توان کم کم کسب کرد، به هرحال چه بخواهیم چه نخواهیم لایک ها و بازنشر ها در احساس ما تاثیر می گذارد اما اگر خیلی به آن ها توجه کنیم کم کم کار تبدیل به یک سرگرمی می شود تا ارائه ی توانایی ها، فروش و یا خلاقیت و نوآوری در آن رشته.

البته این نظر من تنها محدود به مورد تولیداتی هست که به قصد ارائه ی مهارت اما همراه داشتن ارتباط با مخاطب هست. یعنی اگر بخواهم گفته هایم را منظم کنم می توانم تولید مطلب در فضای سایبری را به دو دسته کنم: الف) تولید به قصد جذب تعداد بالاتر مخاطب و سرگرمی سازی و در ازای آن داشتن تعداد بازدید بالا امکان گرفتن آگهی و بازگشت سرمایه و کسب سود می آورد ب) تولید به قصد نمایش توانایی ها و یا محصولات و فروش خدمت و یا محصولات.( که خود دو نوع رسمی و یا ارتباط دوستانه با مخاطب دارد)  گونه ی مورد نظر نوع دوم است اما تازه متوجه شدم که فردی با هدف نوع ب اگر روی هدفش آگاه نباشد می تواند به سمت نوع الف و از دست دادن هدفش برود

آقای راجرز صحبت خوبی دارد، می گوید که ما در دنیای امروز خیلی به اعداد توجه می کنیم در حالی که ارتباط عمیق و اثر گذاری مهم تر از اعداد است.

Image result for hayden pederson

و هایدن عکاس هم مثال زیبایی می زد، وقتی شما در یک سالن ورزش به تنهایی هستید آزادانه هرکاری که بخواهید انجام می دهید، وروجه وروجه می کنید، شلنگ تخته می زنید و همه ی فن ها و کارها را انجام می دهید، اما شده که تا فرد دیگری وارد سالن شده، خودتان را جمع کرده اید مبادا اشتباه کنید و خیلی محدود و دست به عصا کار می کنید، این همان موردی است که در مورد شبکه های اجتماعی ممکن است پیش بیاید، به نظر دیگران، تعداد پسندها، و … توجه کنید اما روی شما تاثیر نگذارد و نسبت به قضاوت شدن بی خیال شوید، کار را انجام دهید صرفا چون آن کار را دوست دارید.

ارادتمند

-بیسکولنز

نویسنده: حدیث

حدیث ملکی: هنرمند کوچولوی حرفه ای و پژوهشگری که از دنیای انیمیشن به دنیای واقعی آمده، قصه ها و دانستنیها را به تصویر می کشد| ساکنِ بیسکولنز| کارشناس ارشد انیمیشن، کارشناس مهندسی نرم افزار، عکاس و طراح اطلاعات خودآموخته | http://bisculens.ir | http://hmaleki.ir

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *