سریال پاستا Pasta TV series

این روز ها یکی دیگر از سریال های موفق کره ای، یعنی پاستا(به کره‌ای: 파스타)  در حال پخش مجدد است اما این بار با کیفیت اچ دی و در شبکه ی نمایش. (1و7و13و19)

به این بهانه نقدی را از اینجا برای شما ترجمه کرده ام و اطلاعات دیگری در مورد سریال آورده ام.

سریال را می توانید به شکل اینترنتی از اینجا نیز ببینید.

TV Pasta poster.jpg

سریالی عاشقانه کمدی تولید سال 2010 نمایش داده شده در mbc درباره ی دختر جوانی است و رویاها و تلاش های او برای رسیدن به آرزویش یعنی رسیدن به درجه سرآشپزی

با تماشای این سریال مسلما شما یک سرآشپز نمی شوید اما مسلما حسابی دستتان می آید که نگه داشتن یک رستوران 5 ستاره چقدر سخت است و در این عرصه ی رقابت چه انرژی، هوشمندی، فروتنی، صبر، شوخ طبعیو ابتکاری لازم دارد.  وقتی سریال به پایان می رسد انگار در حال خداحافظی با اعصای خانواده هستید. همه در این سریال به خوبی کار کرده اند. هیوجین گنگ بازیگر زن توانایی است که می تواند شما را در عین حال بخنداند و یا به گریه وادارد، او را قبلا در یکی دیگر از سریال های پخش شده در ایران به نام “متشکرم” نیز دیده ایم.

شخصیت مرد مقابل، برای درک توسط مخاطب زمان می برد، من دوباره این سریال را دیدم و بار دوم بهتر با او کنار آمدم چرا که می دانستم در انتهای سریال رفتار نرم تری از خود بروز می دهد اما بار اول خیلی سخت بود، سرآشپزی که مدام دستور میدهد و عقیده دارد زن ها نباید در آشپزخانه ی او کار کنند. چهره ی بازیگر مرد ، یعنی سون گیون لی حتی به لحاظ کلاسیک جذاب هم نیست و این خودش باعث می شود در ابتدا از او خوشم نیامد اما در قسمت های آخر واقعا به علاقه مند شدم. در جاهایی از داستان او به شکست ها و رفتارهای ناجوانمردانه ای که از طرف سایرین با او شده اشاره می کند و می گوید که مسلما رستوران داری برای افراد ضعیف و شکستنی نیست.

قصه با دختری به نام یو کیونگ سئو شروع می شود که در یک رستوران ایتالیایی 5 ستاره به اسم لااسفرا  به عنوان دستیار آشپزخانه کار میکند. او سه سال است که اینجا کار میکند و چیزی نمانده که به درجه ی دستیار آشپز برسد. آشپزی را بسیار دوست دارد. یک روز در بازار او یک کیسه ی ماهی قرمز زنده می گیرد اما در راه می افتد و کیسه پاره شده و ماهی ها می افتند مردی به او می گوید دست هایش را کاسه کند و ماهی ها را در دست هایش بگذارد و روی آن ها آب میریزد تا نجات پیدا کنند سپس از دختر می پرسد کجا کار می کند و او را هدایت می کند و رفتار مهربانانه ای دارد. در رستوران دختر متوجه می شود این مرد همان مرد خوش برخورد بوده اما سرآشپز برعکس آن برخورد ، مدام فریاد می زند و به همه حتی افراد با سابقه امر و نهی می کند او حتی به ندرت اسم دختر را صدا می زند و بیشتر او را ماهی قرمز صدا می زند.

منبع #

 

نویسنده: ژینوس ملکی

نوشته های از مطالعات روزانه ام در هنر، علم و تکنیک | بُن پُم به معنای سیب خوب است | حدیث هستم و در نوشتن و ترجمه نام ژینوس را انتخاب کرده ام : ژین=زندگی و نوس->نویسنده؛ از طرفی مرا به یاد جین وبستر نویسنده ی محبوبم می اندازد [فیلمساز انیمیشن کوتاه/ مهندس نرم افزار]

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *