ترم اوّل 90-89- طراحی مفهومی

این صفحه یکی از صفحات بخش ” وبلاگم در دوران کارشناسی ارشد انیمیشن” در مجله بلاگ بن پم است.


این مطلب را یک سال بعد از کلاس (یعنی در مهر 90)اضافه می کنم ،‌یادم نمی آید در این صفحه چه نوشته ام ، غر غر کردم یا نه اما الان که یک سال گذشته ، هوایش را کرده ام ، این هم آن تصاویر ی که بعد از یک سال پیدا کردم و واقعا جایشان همین جاست

شخصیت های واقعی انیمیشن

باقی نوشته ها که در زیر آمده مربوط به سال گذشته است

http://s1.picofile.com/file/6478542252/horizontal_rule.gif

اول از همه باید بگویم بر خلاف نام درس طراحی که کلمه ی drawing را در ذهن تداعی می کند، این درس بسیار خلاقانه تر و در واقع نامش «طراحی مفهومی » است. و بهتر است کلمه ی design در ذهنمان تداعی شود.

http://s1.picofile.com/file/6478542252/horizontal_rule.gif

آنچه در درس طراحی خواهد گذشت

کار را با طراحی رئال از همدیگر و تبدیل همین آدم های واقعی اطراف به شخصیت کارتونی دنبال خواهیم کرد

موارد لازم جهت ارایه در ژوژمان طراحی:

ü     ارایه مجموعه طراحی ها و تمرین های جلسات اولیه

ü     ارایه 3 کاراکتر مورد نظر (انسان، حیوان، شیء یا گیاه)

ü     طراحی از 3 کاراکتر نهایی در کنار هم جهت مشخص شدن تناسبات و اندازه های آن ها نسبت به یکدیگر

ü     طراحی از هر یک از کاراکترها در نماهای مختلف از لانگ شات تا کلوزآپ

ü     طراحی از چهره هر یک از 3 کاراکتر از زوایا و جهات گوناگون (تمام رخ، نیم رخ ها، سه رخ ها، پشت سر، بالا، پایین)

ü     گردش سر در جهات مختلف (بالا، پایین، چپ، راست و…)

ü     طراحی از هر یک از 3 کاراکتر (کل فیگور) از زوایا و جهات گوناگون (پشت سر، تمام رخ، نیم رخ، سه رخ، بالا، پایین)

ü     طراحی از هیأت کلی بدن به شکل سیلوئت

ü     طراحی از حالت های اصلی چهره هر یک از کاراکترها (غم، شادی، خشم، ترس، تفکر، دلسوزی، شگفتی، انزجار، آرامش، شک، بی خیالی، بی حالی، غرور، کنجکاوی، خجالت، شرمندگی، تردید و…)

ü     طراحی از پزهای اصلی هر یک از 3 کاراکتر (نشستن، ایستادن، خم شدن، جمع شدن، پریدن، و پزهای حسی)

ü     طراحی از جزییات مختلف اندام و چهره به صورت مجزا (دست ها، پاها، اجزای چهره، جمجمه، موها و…)

ü     طراحی از حالت های خاص چهره کاراکترها (حالات منحصر به فرد/ ترکیب چندین حس/ بازی ها/ ریزپردازی ها/ واکنش ها)

ü     طراحی از پزهای خاص و منحصر به فرد کاراکترها (پزهای ترکیبی و پیچیده تر/ کاراکتر در حال انجام کارهای گوناگون/ بازی های کاراکتر/ واکنش ها و حالات مختلف آن بر اساس شخصیت، خلق و خو، ویژگی های فردی، اجتماعی، شغلی، و طبقاتی)

ü     تجسم و طراحی هر یک از کارکترها در حال انجام یک کار مشخص/ در یک مکان مشخص/ در یک زمان مشخص/ و در مواجهه با یک اتفاق مشخص

ü     تنظیم شناسنامه و زندگینامه هر یک از کاراکترها و فهرست برداری از تک تک خصوصیات، صفات، حالات، روحیات، و عواطف آن ها، مشخص کردن سن دقیق کاراکترها و گذاشتن اسم برای آن ها

ü     طراحی از هر یک از 3 کاراکتر در 5 مقطع سنی (نوزاد، کودک، نوجوان یا جوان، میانسال، کهنسال)

ü     طراحی لباس (پوشش) کاراکترها

ü     طراحی اشیا، وسایل و ملحقات یک یک کاراکترها

ü     طراحی دو به دو و  سه به سه کاراکترها مقابل هم جهت دست یابی به ارتباطات، بازی ها، و کنش ها و واکنش های آن ها در برخورد با یکدیگر

ü     طراحی از تک تک کاراکترها در کنار اسباب و وسایل شان

ü     طراحی مجموع کاراکترها و اسباب و وسایل آن ها در کنار هم

ü     تجسم و طراحی کامل محیط شخصی هر یک از کارکترها

ü     طراحی از کلیت محیط شخصی هر کاراکتر در نمایی واحد (پلان بالا)

ü     طراحی از بخش های مختلف فضای داخلی زندگی هر کاراکتر (اتاق ها، سایر قسمت ها، کن جها، درها، دیوارها، سقف، پنجره ها، اجزای داخلی و…)

ü     طراحی دکوراسیون داخلی فضای شخصی هر یک از کاراکترها

ü     طراحی نمای بیرونی محیط شخصی هر یک از کاراکترها

ü     تجسم و طراحی جغرافیای کلی محل زندگی هر کاراکتر، مشخص کردن کلیات مکان (و زمان)

ü     تجسم و طراحی کامل فضای مشترک زندگی کارکترها (محل برخورد آن ها)

ü     طراحی از کل فضای مشترک زندگی کاراکترها در نمایی واحد (پلان بالا)

ü     طراحی از بخش های مختلف فضای داخلی (اتاق ها، سایر قسمت ها، کنج ها، درها، دیوارها، سقف، پنجره ها، اجزای داخلی و…)

ü     طراحی دکوراسیون داخلی فضای مشترک زندگی کاراکترها

ü     طراحی نمای بیرونی محل زندگی مشترک کاراکترها

ü     تجسم و طراحی جغرافیای کلی محل زندگی مشترک کاراکترها، مشخص کردن کلیات مکان (و زمان)

ü     گزینش یک ترکیب بندی ایده آل از کاراکترها، اسباب و وسایل و فضا در یک نمای کامل میزانسن شده (در قطع A2 یا بزرگ تر) با تکنیک نهایی پیشنهادی

http://s1.picofile.com/file/6478542252/horizontal_rule.gif

مشق فردا

من راجع به هنر و خود شناسی چیزهایی شنیده بودم اما نمی دانستم منظور چیست  اما حالا من هم به خود شناسی رسیدم به لطف درس طراحی فهمیدم که من تا به حال اشتباه می کرده ام و شبیه خرس قهوه ای نیستم بلکه دوستان می گویند من شبیه به ماهی هستم دوستی نیز قرار است من را تبدیل به ملکه ی زنبور ها کند.

حالا من نیز باید تا فردا به سه نفر از هم کلاسی هایم کمک کنم تا بدانند شبیه چه شغل یا حیوان و یا شیئ و گیاه هستند.

خیلی فکر کمی کنم که کدامشان را انتخاب کنم و چه شی و چه شغل و چه حیوانی را انتخاب کنم که اذیت نشوند

http://s1.picofile.com/file/6478542252/horizontal_rule.gif

یخ شروع به آب شدن می کند

کم کم دارد یخ دانشگاه آب می شود

از فعالیت همدیگر انگیزه می گیریم.

در درس طراحی که سه دوستمان را به سه شخصیت تبدیل کرده ایم ( انسانی و حیوانی و شیئ یا گیاهی) بسیار خلاقانه و انگیزه بخش است وقتی فکر می کنیم که این ها با هم چه ماجراهایی می توانند داشته باشند یا این شخصیت چه گونه آن یکی را اذیت می کند. یا راه رفتنش چگونه است.

این طور که به طور تجری دستگیرم شد برای ساخت انیمیشن لازم نیست اول همه اش به داستان فکر کنیم و بعد شروع به طراحی کاراکتر ( اگر چه که در درس ها می خوانیم روال این گونه است) اما به نظرم این هم شیوه ی خوبی است که به اطراف نگاه کنیم ،‌تبدیل کنیم، خصوصیت بگذاریم ،‌خود داستان خود به خود به ذهن می آید.

بسیار لذت بردم از کاراکتر هایی که همکلاسی ها طراحی کرده بودند ،‌مجسمه ساز کلاسمان که با موم و مفتول مجسمه ی کارش را هم طراحی کرده بود با فتوشاپ چشمان مدل را روی کلاغ قرار داده بود.

بچه ها وقتی مدل های من که پنگوئن، هدفون و اسکیمو بود مدام ایده های داستانی می دادند و حتی شب که مستند پنگوئن ها بود یکی اس ام اس زد بزن کانال 4 .برای طراحی. این ها بسیار انگیزه بخش اند.

منبع تصویر image source

در درس آشنایی با فیلم های انیمیشن نیز باید از خودمان سه عکس چهره و تمام قد در زوایای روبرو ، نیمرخ، و سه رخ بگیریم. قرار است بعداین ها را به شخصیت تبدیل کنیم. حتی اگر طراحی مان خوب نیست به صورت روتوسکوپی ( طراحی عین به عین از عکس)

این ها را برای حدیث نفس نمی نویسم، بلکه از آن جا که می دانم رویای انیمیشن در سر بسیاری از هم سن و سالانم است اما فرصت تحصیل کم،‌این ها را می نویسم برای گسترش آن و مطلع ساختن دوستانی که الان در آن شرایط سال های قبل من هستند یعنی علاقه مند، عدم قبولی و منابع کم

http://s1.picofile.com/file/6478542252/horizontal_rule.gif

پنگوئن شناسی

خوب همانطور که گفتم من از روی هم کلاسی هایم در کلاس طراحی به سه شخصیت اسکیمو، پنگوئن و هدفون رسیدم(البته در ابتدا به سرخپوست، پنگودن و توپ رسیده بودم که برای هماهنگ تر شدن سه شخصیت آن هارا تغییر دادم). اول اینکه چند لینک برای شناسایی انواع پنگوئن و کاربروی آناتومی آن ها

http://inthu.co.uk/tag/types-of-penguins/

http://www.nothingbutpenguins.com/about-penguins/penguin-types/

http://www.penguin-pictures.net/

http://earthguide.ucsd.edu/penguins/swf/types.html

استاد گفت که باید برای عینک داشتن پنگوئن و همین طور دلیل بودن آن در کنار اسکیمو و وجود هدفون دلیلی داشته باشم.

تا اینجای کار سناریوی من این است.

«پنگو پولو»  (بروزن مارکوپولو) که دورگه ای است از نژاد های CHINSTRAP و MACARONI PENGUIN (این دو نژاد را به دلیل اینکه خط زیر چانه و حالت ابرو مانند و موهای زرد رنگ اجازه ی نشان دادن حالات مختلف را به من می دهد انتخاب کرده ام)  حالا یک پدر شده است او در قطب جنوب زندگی می کند و در زندگی پنگوئن ها در فصل باد و بوران پدران از تخم ها محافطت می کنند و مادران برای تهیه ی غذا آن جا را ترک می کنند. پنگوپولو که  زندگی انسان ها و دانشمندانِ آمده به قطب جنوب را از دور دیده تصمیم می گیرد راه حل ساده تری برای گرم کردن تخم پنگوئنشان در نظر بگیرد . اما در کنار دانشمندان جایی برای او نیست. پنگو پولو با تخم پنگوئنش به سمت قطب شمال به راه می افتد.  و نزد اسکیموها می رسد. در راه وسایل جالبی را که دوست دارد برمی دارد و با خود به قطب می برد از جمله عینک و هدفون.(این قسمت سناریو تا حدی دست مرا برای قرار دادن اشیاء مختلف در بخش طراحی صحنه باز می گذارد- پنگو پولا در می یابد که عینک برای چشمانش که در اثر مشاهده ی زیاد فیلم ها و عکسهای دانشمندان ضعیف شده خوب است) او به یک اسکیمو می رسد و در یک زندگی مسالمت آمیز تخم پنگوئنش را در کنار اجاق اسکیمو گرم نگه می دارد و در عوض  از وسایلش که در طول سفر به دست آورده به اسکیمو می دهد.  ( در مورد سن، شخصیت و …. باید در جلسات بعدی فکر کنم)

هدفون دو گوشی چپ و راست دارد که این دو مدام مانند «گربه -سگ » با هم دعوا دارند حتی در پخش آهنگ شاد یا غمناک.

http://s1.picofile.com/file/6478542252/horizontal_rule.gif

طراحی هم قلق دارد

طراحی هم قلق دارد بسیار در کتاب ها خوانده بودم که خطوط را ارزش خطی بدهید ، پلان بندی کنید ،

قلق های دیگری از عطیه دوست و استادم یاد گرفتم. خط کشیدن در طول روزبا رعایت ارزش خطی رسم به طور خط خطی و بدون برداشتن مداد از روی کاغذ

در مترو دوست جدیدم نگاره که ارشد نقاشی گرفته و حالا دانشجوی ارشد انیمیشن است شروع به طراحی از چهره ی افراد کرد ، مدادش را فشار نمی داد فقط مداد کاغذ رالمس می کرد و با لمس های بیشتر پررنگ تر می شد. من هم امتحان کردم بسیار جواب داد

این طور که از صحبت های استاد طراحی ام وقتی روی کارهای دیگران نظر می دهد دستگیرم شد، مهم در آوردن شباهت است . نه عین به عین کشیدن مثلا کاریکاتور ها را  در نظر بگیرید عین به عین نیستند اما بسیار شبیهند. یا حتی اگر با خطوطی کم بشود حالت آناتومی را نشان داد حتی اگر دقیق نباشد ، بدون چهره و لباس باشد بسیار خوب است.

وقتی شکرستان می بینم از دیدن تیتراژ انتهایی اش به یک دلیل شخصی بسیار لذت می برم . آها این را نمی خواستم بگویم می خواستم بگویم که در اینمیت هم باید یک مزه ای باشد مثلا در شکرستان کل انیمیت ویژه است از این جهت که یک اغراق در اینرسی قبل از سکوت دارد.

یک  کارتون دیگر دیدم آن هم همینطور

caroline

http://s1.picofile.com/file/6478542252/horizontal_rule.gif

طراحی: زندگی با کاراکتر

ابتدا از کلاس طراحی هیچ دل خوشی نداشتم از مدل ایستادن و کشیدن. از اینکه یک ربع بایستی و همه دورت بچرخند یکی روی دماغت زوم کند و یکی روی کفشت.

اما از جلسه ی 4 و 5 به  بعد طراحی شده کلاس مورد علاقه ی من.

این کلاس طراحی ما فقط drawing  نیست بلکه هم drawing است و هم design . راجع به اینکه ژوژمانش چیست و در آن چه می کنیم در پست های قبلی نوشته بودم. اما با انجام دادن مراحل به چیزهای جدیدی رسیدم.

طراحی شخصیت مثل کشیدن یک نقاشی نیست که فقط مهم باشد خوشگل باشد یا نه. باید با کارکترت زندگی کنی. وقتی از زوایای مختلف می کشی اش بهتر می شناسی اش. وقتی او  را در 5 مرحله ی زندگی اشت می کشی برایت جان می گیرد. وقتی به تولدش فکر می کنی و به مرگش. وقتی به این فکر می کنی که کیست، زندگی اش چگونه بوده،‌چه خلق  وخو و شخصیتی دارد وقتی برایش بیوگرافی می نویسی برایت زنده می شود. حالا علایقش را می شناسی می دانی چه سبک موسیقی گوش می دهد یا چه تیپ لباسی دوست دارد بپوشد. می دانی در برخورد با هرکس ممکن است کدام یک از حالت ها را که کشیده ای به خود بگیرد. اگر کارکترت برای خودت جاندار نباشد چه طور ممکن است مخاطبت او را ببیند و حس کند که جان دارد حس کند که پویا نمایانده می شود حس کند که جانبخشی شده است؟!

استاد که در تربیت مدرس ،‌فیلمنامه نویسی هم درس می دهد ،‌می گوید در فیلمنامه نویسی وقتی می خواهی از یک شخصیت بنویسی باید آنقدر بشناسی اش که انگار 2 ماه هم اتاقی بوده اید

در کلاس کارهایمان را نشان می دهیم.و همه نظر می دهند به معنای واقعی این جلسات لدت بخش و پر از خلاقیتند هرکس اگر پیشنهاد جالبی راجع به نوع حرف زدن، کل کل شخصیت ها، نوع دست و پا، نوع حرکت پا وسر داشته باشد می گوید . فوق العاده عالی است. کاش فیلمنامه ی ما را هم همین استاد درس می داد

پنگوپولو

پنگوئنی مرد. بسیار علاقه مند به علم. او متولد قطب جنوب است و بسیار بسیار آدمِ ببخشید پنگوئنِ اجتماعی ای است. او درخانواده ای از پنگوئن های ریشدار و پنگوئن های ماکارونی به دنیا آمده است. در حال حاضر دوران میانسالی خود را سپری می کند. بسیار پژوهشگر ، دانشمند ، محقق و با تجربه است. او نصف النهاری از زمین را برای رسیدن از قطب جنوب به قطب شمال پیموده استو در این راه تجربیات زیادی پیدا کرده است. در راه عینک را دیده و بعد از آن از عینک استفاده می کند چرا که چشمانش اینگونه بهتر می بیند. روحیه ای بخشنده و بزرگوار دارد. بسیار مرتب و تمیز است ،‌حمام می کند حتی در هوای سرد و موهای سرش را همیشه شانه می کند.حوصله داشته باشد ژل هم می زند.

پفیمو

دختری اسکیمو. و در دهه ی دوم زندگی. بسیار مهربان و مدافع حقوق حیوانات. به پنگوپولو در نگهداری تخم پنگوئن کمک می کند. وقتی به دنیا آمد همه از دیدن موهای پف پفی او متعجب شدند و برای کنترل موهایش در تمام طول زندگی اش آن ها را می بافد. او حالا یک معلم خصوصی ِ‌دانا پیدا کرده : پنگوپولو که جهاندیده است و باسواد. پفیمو در آینده خدمات زیادی به زندگی اسکیمو می کند.

گوشیمو و گوشیئن

مثل هر وسیله ی الکترونیکیِ‌دیگر  در دوران جنینی اش تشکیل شده بود از خازن، ترانزیستور، LED، IC، مقاومت و …

در هنگام تولد هر دو گوشی مشابهند و فاقد شخصیتی خاص. به مرور زمان و بر اثر کنترل شدن با امواج گوشی دچار دو شخصیتی شده و منِ حقیقی خود را گم می کند. این دو شخصیتی شدن گاه به صورت دعوا و پخش آهنگ های متفاوت در دو گوشی ظاهر می شود و گاه به صورت طرفداری هر گوشی از یک شخصیت جدا. عمر می گذرد و گوشی فرسوده می شود. در نهایت و لحظاتی قبل از مرگش او منِ وجودی خود را در می یاد از دو شخصیتی بودن رهایی می یابد و هر دو گوشی با هم به اتحاد به رسند و رمز گوشیِ خوب بودن را می فهمند.

http://s1.picofile.com/file/6478542252/horizontal_rule.gif

ژوژمان طراحی

و من اولین ژوژمان زندگی ام را پشت سر گذاشتم  ( خوب من بچه دانشکده فنی بودم و ژوژمان ندیده) .

عرضم به حضورتان که این ژوژمان اصلا کلمه ی پودمان نیست که آن را یک معتاد گفته باشد بلکه کلمه ای است فرانسوی مشابه همان judgment انگلیسی به معنای داوری.

ماجرا اینگونه است که شما کارهایی را که در طول ترم انجام داده اید به دیوار می چسبانید بعد استاد می آید و قدم می زند کارها را نگاه می کند و دو حالت دارد

یا کاغذش را طوری نگه می دارد که شما نبینید و نمره ای می دهد

یا علامت های رمزنگاری ای می نویسد و بعدا نمره می دهد.

البته چون دانشکده ی ما دیوارهای سالنش در حال ریزش بود ما کارها را به دیوار نزدیم و روی زمین و صندلی و میز چیدیم.

در پوسترم سعی کردم اشاره ای به کار لئوناردو داوینچی هم داشته باشم.

اما اینکه چه شد پنگوئنم را نابغه کردم : امروزه دیگر اسکیمو ها در خانه های سیمانی و آجری زندگی می کنند و دوران آن خانه های یخی به سر رسیده اما از طرفی پنگوئنی که در گدشته زندگی می کرده و از قطب جنوب به قطب شمال می رود چه طور می توانسته با خود هدفون ببرد. به این نتیجه رسیدیم که تاریخ را عوض کنیم و همانطور که اول والاس و گرومیت می گوید “همه می دانیم ماه از پنیر درست شد “ما هم همه می دانیم “ پنگوئن ها ی گدشته نوابغی بزرگ بودند و در واقع انسان ها هوششان را به نوعی از پنگوئن ها گرفته اند.

 

البته کار بچه [هایی که کار انجام داده بودند]از مال من خیلی بهتر بود.

این هم عکسی از ژوژمان عکاسی بچه های سینما فکر کنم اسم استادشان آقای ع بود دیدن ژوژمان  وشوخی های استادشان خیل برایم جالب بود.

http://s1.picofile.com/file/6478542252/horizontal_rule.gif

کانسپت هایی الهام گرفته از آلیس در سرزمین عجایب

http://www.onextrapixel.com/2010/07/27/colorful-inspiration-29-pieces-inspired-by-alice-in-wonderland/