ترم دوم ۹۰-۸۹- کارگردانی ۱

این صفحه یکی از صفحات بخش ” وبلاگم در دوران کارشناسی ارشد انیمیشن” در مجله بلاگ بن پم است.


قرار است یک فیلم زنده ی ۳۰ ثانیه ای بسازیم از یکی از سه موضوع زیر:

آماده شدن سفره هفت سین

پختن سبزی پلو با ماهی

آزاد

تنها اجازه ی استفاده از کات داریم و نه حرکت دوربین ،‌دوربین روی دست ، زوم و …

داستان باید شروع ،‌میانه ، پایان داشته باشد مثلا انتهای هفت سین شاید صدای توپ اول سال باشد

و همچنین قرار است پویانمایی مربوط به داستان جنایت و مکافاتی که در فیلمنامه نوشته ایم را بسازیم.

http://s1.picofile.com/file/6478542252/horizontal_rule.gif

معجزه ای در خانه

برنامه ی هفت و هفت دقیقه از شبکه آموزش معمولا ساعت ۷:۳۰  یک انیمیشن کوتاه پخش می کند و ساعت ۸:۱۰ تکه ای از قصه های مجید.

 

http://www.3eke.ir/img/albums/Admin/10002/normal_majid.jpg

اوّلِ قسمت میگو بود ، در پس زمینه ی تیتراژ بی بی کله جوش درست می کرد.

یاد تمرین عید درس کارگردانی مان افتادم

قرار است یک فیلم زنده ی ۳۰ ثانیه ای بسازیم از یکی از سه موضوع زیر:

آماده شدن سفره هفت سین

پختن سبزی پلو با ماهی

آزاد

تنها اجازه ی استفاده از کات داریم و نه حرکت دوربین ،‌دوربین روی دست ، زوم و … داستان باید شروع ،‌میانه ، پایان داشته باشد مثلا انتهای هفت سین شاید صدای توپ اول سال باشد

استاد گفت همه مان در گوشه خانه مان یک معجزه داریم حتی با دوربین ساده ی موبایل هم می توان یک فتورمان ( فیلمی که عکس به عکس است) ساخت .

راست می گوید اگر دوربینمان را نگیریم روی مچ دستمان و از این صورت به آن صورت ،‌زوم بی خود و بی جهت ،  … یعنی خلاصه قبلش دکوپاژ ( سه معنی دارد در اینجا منظورم این است که بدانیم تکه تکه به ترتیب از چه چیزهای با چه زاویه ای چه مدتی و … فیلم بگیریم) کنیم ،‌ کمی چیزی در خانه نداریم ولی فراموشش کرده

http://s1.picofile.com/file/6478542252/horizontal_rule.gif

طرح اوّلیّه

همانطور که در پست « آنچه که در ترم دوم خواهد گذشت» نوشتم ، قرار است یک طرح داستان جنایت و مکافاتی بنویسیم ،‌قرار شده بود حتی اگر کلاس به دلیل جشنواره تشکیل نشد طرح ها را ایمیل کنید.

ظرح هایم را که ایمیل کرده ام و نظر استاد را می آورم ،‌فقط یک چیز خوب بگویم باورم نمی شد که استاد همه را بخواند و با ایمیل نظراتشان را برایم بگوید.   ممنون برای وقت و ارزشی که برای کار دانشجویانش قائل است.

 

طرح اوّلیّه‌ی داستان جنایت و مکافات

ارائه شده به : استاد g

۱۵/۱۲/۸۹

طرح اول: شتر مرغ هایی که به بهشت نرفتند. داستان دو شتر مرغ که برای تحقق آرزوی خود ، پرواز ، به فکر استفاده از بالن افتادند، برای تامین سوخت هر یک می بایست اهرم مکانیکی را فشار بدهند اما با غلبه ی خصایلی مثل تنبلی و یا خودخواهی در ابتدا کار گروهی فطع شده و یک به قصد سبک تر شدن بالن قصد پرت کردن دیگر را می کند و کشمکش ها و درگیری ها و توطئه ها ادامه می یابد تا در هنگام پرت شدن یکی ،‌طناب اتصال کیسه ی هوا از سبد قطع شده و تعادل سبد به هم خورده و هر دو سقوط می کنند و پرواز را می چشند.

طرح دوم : روانشناس روانی روانشناس پزشکی روانی با تهمت زدن به مریض سالمش او را محبوس کرده و سعی در اجرای نظریه ها و داروی های خودروی او می کند. فرد سالم که مریض معرفی شده ، سعی در فرار می کند ، و با لحافش طنابی برای فرار از پنجره می سازد روانشانس متوجه می شود اما فکر می کند اگر قضیه را خودکشی جلوه دهد به نفع اثبات نظریاتش است ، طناب را از تکیه گاه جدا می کند تا فرد سقوط کند و بمیرد ، اما سر طناب به لباسش گیر می کند گره می خورد و او را به پایین می کشد ، او می میرد اما فرد سالم در طبقات در جای نرم می افتد و از سقوط نجات پیدا می کند. طرح سوم : جنگ انیمیشنی دانشجوی رشته ی انیمیشن که خیلی از دست استادش شاکی است توپی می کشد و توپ را انیمه می کند ، انیمه ای ناقص و دست و پا شکسته،‌و توپ را به سر استاد هدف می گیرد، استاد که استاد از با چند حرکت ساده ،‌به توپ انیمه ای قوی می دهد تا به سمت شاگرد بر گردد . این جنگ انیمیشنی آنقدر ادامه می یابد تا انیمه ی شاگرد خوب شود‌، در نهایت شاگرد می فهد این روش تدریس استاد بوده ( تلاش کن تا یاد بگیری) طرح چهارم : ایکس باکس دو عشق ِ بازی ، به مراسم رونمایی یکی از بازی های ایرانی رفته اند . در هنگام ورود کارت قرعه کشی داده شده است و در پایان مراسم قرار است به سه شماره ایکس باکس داده شود ، یکی از دوستان سعی در برداشتن کارت قرعه کشی دوستش می کند ، پیرمردی نیز در کنار آن هاست ، و دوستش سعی می کند کارت پیرمرد را بردارد. در نهایت انقدر کارت ها قاطی می شود که هر سه کارت به پاکت پیرمرد می افتد و همان موقع شماره اعلام می شود پیرمرد پاکت را نگاه می کند و اولین کارتی که دیده بر می دارد ،‌او صاحب یک ایکس باکس می شود. طرح پنجم : اقتباس مستقیم از دو کاج به نظرم ایده ی شعر « دو کاج » سروده ی « محمد جواد مَحَبّت» ایده ی بی‌نظیری است، که اگر اجازه باشد آن راانیمیشن کنم. در کنار خطوط سیم پیام خارج از ده دو کاج روییدند سالیان دراز رهگزران آن دو را چون دو دوست می دیدند …. یعنی آن کاج سنگدل را نیز با تبر ، تکّه تکّه بشکستند

نظراستاد:

سلام

فایل حاوی طرح جنایت و مکافات شما به دست من رسید. به نظر من همه طرحهها خوب هستند اما فکر میکنم باید درگیری شخصیتها اغراق آمیز تر باشد نا نمایش آن هم دلپذیر تر شود .. طرح آخری که شعر است را متوجه نشدم . آیا این همه شعر بود ؟ کشمکش آن دو چیست . به هر حال میدونید که بسیار خوشحال خواهم شد که به جز تکلیف کلاسی کاردیگر نیز انجام بدهید . چند نکته : طرح پرواز شترمرغها از نظر انتخاب کارکترها بسیار جالب و اصطلاحا میل به دیدن را داراست . خود انتخاب کارکتر و فضا جالب ایت . ( اگر قبلا تا کید کردم که فقط دو انسان باشد ترجیح میدهم که انتخاب حیوان هم آزاد باشد ) . اما استفاده آنها از بالن کمی مبهم است . اسنکه مایل هستند پرواز کنند ایده خوبی است چون شتر مرغ ظاهرا پرنده است و خوب البته نمیتواند پرواز کند و این علت و معلول خوبی است . اما استفاده از بالن برای پرواز کردن را توصیه میکنم که بخواهد یک بادکنک بزرگ را به خودش ببندد تا سبک شده و به هوا بلند شود شاید این حس فانتزی کار را افزایش بدهد. و حتی رقابت با شتر مرغ دیگر نیز میتواند همین باشد اینکه هر کدام مایل هستند این بادکنک بزرگ را تصاحب کنند . و بالاخره اونی که با بدجنسی و کلک صاحب بادکنک مبیشود بعد از این کار به بالا میرود به بالا میرود به بالا میرود ! یعنی اونقدر میرود که بعدش پوف وانگار اونی که نتونسته پرواز کند عاقبت بخیر میشود . به هر حال می بینید که چقدر میشود با این دو شتر مرغ ماجرا آفرید . خیلی دوست دارم طرحهای شخصیت آنها را ببینم .به نظر موجود با نمک است . * روانشناس روانی و جنگ انیمیشنی به اندازه کافی کشمکش ندارند .مگر اینکه تقویتشان کنید. ولی کلا فضای درگیری آنها کم است . . *ایکس باکس . ایده فوق العاده ای دارد . اما نه برای انیمیشن بلکه بیشتر برای یک فیلم زنده. با آرزوی موفقیت

http://s1.picofile.com/file/6478542252/horizontal_rule.gif

تجربه از فیلم زنده

تمرین فیلم زنده ام را انجام دادم، فیلمبرداری چندان طول نکشید ، کار تدوین بسیار پرزحمت بود و آن رندر ها.

در صفحه ی آشنایی با کامپیوتر نظر استاد طراحی ام را گفتم که ریتم در کار بسیار مهم است و ضعف اکثر انیمیشن ها ریتم کند آن هاست.یادم می آید آن موقع هم تنها از کاری از من خوشش آمده بود که محدودیت ۵ ثانیه داشتم. این محدودیتِ یک دقیقه ای هم بسیار مفید بود ، اولش آدم دلش نمی آید تکه ها را حذف کند ، اما کم کم که حذف می کنی می بینی چه قدر بهتر شد ،‌و برای انیمیشن هم چه قدر بهتر می شود  ( از نظر هزینه ی تولید) . یاد کارگاه یک روزه ی هفته ی پژوهش افتادم ،تنها سه عکس پیدا شده از اینترنت می تواند با کمک ذهن مخاطب تبدیل به یک داستان شود.

شاید از این به بعد به جز لایکاریل یک مرحله ی فیلم زنده هم قبل کار اضافه کنم بسیار کمک می کند. مثل prototype می ماند

http://s1.picofile.com/file/6478542252/horizontal_rule.gif

ادامه ی شترمرغی که بهشت نرفت

موضوع و استاد دو درس فیلمنامه نویسی و کارگردانی کی است و من کمی گیج شده ام در کدام صفحه چه بنویسم.  در اینجا بخش بعدی کارم را می آورم در صفحه ی فیلمنامه هم باز می آورم(برای برداشت از طرح ها تماس با من الزامی است)

شترمرغی که به بهشت نرفت

۱۴/۱/۸۹

توضیح : پس از اصلاحات طرح اوّلیّه مبنی بر افزودن تضاد و استفاده از بادکنک به جای بالن، و اضافه کردن ایده هایی برای شخصیت ها و فضا طرح به صورت زیر تکمیل و تغییر یافت:

نمای اوّل دو تخم شترمرغ

نمای دوم دو شتر مرغ بچه یکی چاق  و خواب و سیاه و یکی لاغر و قهوه ای  با چشمان شیطنت بار

نمای بعدی EXCLU از چشمان شترمرغ و حرکتش

نمای بعدی یک عقرب

نمای بعدی شتر مرغ چاق سرش را در خاک می کند

نمای بعدی LS شترمرغ لاغر در حال پاکوبیدن به زمین

نمای بعدیCU پای شترمرغ و عقرب کشته شده

نمای بعد : کرم خاکی در روی زمین

نمای بعدی :در حالی که نوک شترمرغ لاغر در کادر است ،  سر شترمرغ چاق با دهن باز وارد کادر می شود و کرم را مبلعد

نمای بعدی: بسته شدن دهن بازمانده شترمرغ لاغر

نمای بعدی حل مساله ی فیثاغورس روی خاک

نمای بعدی CU شترمرغ چاق در خواب

نمای بعدی  Very High Angle شتر مرغ لاغر در حال حل مساله  و شتر مرغ چاق خواب

نمای بعدی  Eye level شترمرغ ها یکی خواب دیگری مشغول حل مساله فیکس شده ، در پس زمینه خانه ای است ،‌دهانه ی چاهی ،‌سبدی روی آن ، وانتی که صبح می رود و شب بر می گردد.  و خورشید و ماه که می آیند و می روند

نمای بعدی یک روز وانت با چند بادکنک متصل به آن وارد می شود

نمای بعدی High Angle Over shoulder  شترمرغ لاغر رو برویش طرح هایی از چند بادکنک متصل به سبد و فرمول هایی فیزیک است

نمای بعدی  همان فرمول ها و تصاویر  روی خاک  از نمای نزدیک تر

نمای بعد شترمرغ ها درون سبد متصل به بالن ها

نمای بعد EXCU بریدن طناب با چاقو توسط بال مشکی ( شتر مرغ چاق)

نمای بعد سبد به هوا نمی رود تنها اریب می شود چون گوشه ای از آن به میخی سرکج گیر کرده

نمای بعد CS  از میخ که به درون سبد اریب شده رفته

نمای بعد شترمرغ لاغر در حالی که بیرون سبد است اما با یک بال و یک پا آویزان است نگاه به سمت میخ (قصد آزاد کردن میخ)

نمای بعد  EXCU دست شتر مرغ لاغر وارد کادر (‌مانند جراحان که طلب چاقو می کنند)

نمای بعد LS  شترمرغ چاق با دستپاچگی چاقو را در دست لاغری ( که نگاهش به پایین است) می گذارد اما در حین دادن به تصادف سه بادکنک بریده شده و به هوا می روند ( لاغر متوجه نمی شود)

نمای بعد EXCU چشمان شترمرغ چاق  تغییر حالت از نگرانی به شروری

نمای بعد نوک زدن شترمرغ چاق به دست آویزان شترمرغ لاغر

نمای بعد هوا رفتن سبد

نمای بعد low angle از سبد

نمای بعد high angle از صورت شترمرغ لاغر نگران در صورتی که با دستش چاقو را برای دادن به طرف بالا گرفته + موسیقی غمگین

نمای بعد EXLS سبد از پایین کادر وارد و از بالا خار ج می شود

تکرار نمای قبل سه مرتبه

نمای بعد موسیقی ترسناک ،‌چشمان ترسیده ی شتر مرغ چاق

نمای بعد بادکنک ها

نمای بعد CU شترمرغ چاق در حال جویدن  طناب با دندان

نمای بعد LS بالا رفتن سبد و بالن

نمای بعد : چشمان هراسان

نمای بعد دست از بریدن کشیدن

نمای بعد بادکنک ها و ترکیدن همگی آن ها باهم  و قطع موسیقی

نماهای بعد ( تکرار نماهای گذشته ( بچگی ، کشتن عقرب،‌ خوردن کرم ، خیانت او ، شترمرغ لاغر در حالی که سعی داشت چاقو را به دست او بدهدو …) به صورت تند و با رنگ سیاه و سفید یا سپیا [موسیقی از حالت ترسناک به تغزّلی تغییر کند]

نمای بعد EXLS ورود سبد از بالا به پایین با سرعت بسیار  در بین نماهای قبل قرار داده شود

نمای بعد صفحه ی سیاه که پُر از پَر می شود

نمای بعد تیتراژ با پر ها در گوشه و کنار آ­­­­­­­­­­­­ن

http://s1.picofile.com/file/6478542252/horizontal_rule.gif

قلق thumbnail سریع

روش های مختلف و یا حتی نرم افزارهایی برای رسم thumbnail وجود دارد ،‌اما استادمان سفارش کرده که برای شبیه سازی حالت یک جلسه ی تصویب پروژه هر کادر ما یک فایل جدا باشد و به شکل اسلاید در روی ویدئو پروژکتور نمایش بدهیم.

یک روش ساده : در یک نرم افزار انیمشن هرکدام را در یک فریم بکشید ،‌و رندر را به شکل عکس های جدا جدا بگیرید

Export type : jpeg

http://s1.picofile.com/file/6478542252/horizontal_rule.gif

بازیگری امر بسیار مهم در انیمشن

معمولا خودم همیشه بازی می کردم ،‌کارهایی رو که می خواستم متحرک سازی کنم ،‌اما کمی با بازی مشکل داشتم. این رشته ی انیمشن یک خوبی بسیار عالی برای من دارد ، آدم را از قید و بندهای الکی آزاد. مدیرگروهمان ،‌استاد کارگردانی و متحرک سازی مان هم هست. سر کلاس متحرک سازی که قشنگ بازی می کنه و خوب اون هیچی ولی یادمه یک بار سر کلاس کارگردانی گفت : « باید در مورد شترمرغ ها و حرکتشان تحقیق کنی،‌باید فیلم ببینی، سکانس های حرکت و …» و خودش شروع کرد دست هاش رو مثل بال شترمرغ تکان داد و سرش رو مثل سر پرنده ( حرکت تند برای تغییر جهت نگاه ) تکان داد. اون موقع که این رو دیدم انقدر برام عجیب بود که کمی خنده ام رو خوردم. ولی الان که این رو می نویسم ،‌حس می کنم راحت تر شده ام ،‌ استاد ما با وجود بازی و شوخی و طنز پرداز بودنش ،‌هنوز استاده و با تجربه و مدیر گروه و انیماتور و تهیه کننده و داور و …

خیلی خوبه که اون کلیشه ی در ذهنم که یک داور .یا مدیر یا هرچه باید حتما یک آدم چاق با کت و شلوار و  اخمو و بداخلاق و خدخواه باشه ،‌شکسته شد.  خیلی خوبه

http://s1.picofile.com/file/6478542252/horizontal_rule.gif

تمام کارهایی که در طول درس طراحی مفهومی در ترم یک انجام ،‌شد دوباره باید انجام دهیم البته این بار در مورد انیمیشن مان

طراحی فضا ، طراحی شخصیت و مدل شیت،و لوگو و پوسترو..

به همراه تامب نِیل و استوری بورد

لینک به thumbnail هایم صفحه ۱  صفحه ۲ صفحه ۳

لینک به مدل شیت هایم  کاراکتر اول کاراکتر دوم

دو پوسترم در زیر ( نظراتتان را برایم بنویسید)

نظر استاد را پرسیدم : رنگ قرمز تابلو خیلی جلب توجه می کند و تیتر خوانا نیست

http://s1.picofile.com/file/6478542252/horizontal_rule.gif

امتحان  و ارزشیابی


امتحان کتبی که داریم ، پروژه ای است

تحویل موارد زیر در خرداد:

  •  طرح داستان ” جنایت و مکافات “
  • دکوپاژ خطی
  •  model Sheet + scale sheet
  • pose sheet
  •  ساخت مجسمه یکی از شخصیتها با خمیر
  • سیکل راه رفتن یکی از شخصیتها حتی اگر در فیلم فلج باشد
  •  طراحی فضاهای مورد نیاز فیلم
  •  نقشه پلان از بالا باضافه مشخص کردن محل دوربین و شخصیت درآنها
  •  thumbnail
  •  استوری بورد
  •  لیکاریل کار با صدا ی خودمان حتی شده با دهان صدای باد و .. را بسازیم
  • اجرای نهایی بکگراندهای فیلم – حداقل یکی از بک گراندها رنگی کار شود
  •  نمونه یک فریم از کار – کارکتر در بک گراند رنگی
  •  لوگو اسم فیلم + پوستر فیلم
  • فیلم کوتاه زنده یکدقیقه ای – مربوط به تکلیف عید
  •  تحلیل فیلمهایی که در کلاس کارگردانی پخش شد

تحویل مورد زیر در شهریور

فیلم تمام شده با زمان حدود یک دقیقه بر روی یک سی دی در ۱۵ شهریور ۹۰

http://s1.picofile.com/file/6478542252/horizontal_rule.gif

هر هفته فیلمی نمایش داده می شود که باید در هفته ی بعد از دید کارگردانی برای آن مطلبی بنویسیم

http://s1.picofile.com/file/6478542252/horizontal_rule.gif

گرگ و میش

۲۱ فروردین ۹۰

 

از نظر گرافیک کار زیبا بود . اما در ریتم کار کندی وجود داشت.

طرح کلی داستان بسیار خوب بود، به نظرم اگر داستان را می خواندم بسیار جذب می شدم و نقاط اوج آن ،( نجات گوسفند از گرگ، قصاب بودن  مرد) غافلگیری خوبی داشتند ، این نقاط بالقوه قدرت ایجاد طنز و میخکوب کردن تماشاچی را داشت ولی در عمل این طور نشد ،‌من دلیل آن را ریتم کند و حاشیه روی می دانم.

 

معلوم نبود بالاخره تم کار طنز است یا ترس. در واقع حسّ صحنه رعایت نمی شد مثلاً در حالی که ما به کنجکاوی در مورد محیط جدید ،‌مرد و … مشغولیم ناگهان پاک شدن کامپیوتری داستان ترسناک خورده شدن شنگول و منگول از حافظه را می بینیم. این به تنهایی بسیار قابلیت خنداندن مخاطب را دارد اما این اتفاق نمی افتد چرا که حس نماهای قبلی متفاوت است . مانند این می ماند که شور و ترش و شیرین را با هم بخوریم. هیچ کدام خودش نمی شود.

 

ابتدای کار و انتهای کار نماهای یکسانی دارد یعنی داستان همچنان ادامه دارد. معمولا این حلقه ها خود جذاب اند.

 

در بخش تولید و زمان بندی کار، شاید لایکاریل مناسبی طراحی نشده بود و یا شاید هم به عمد  کار طولانی بود اما با کاهش صحنه های گردش دوربین، شوخی های بی تناسب با حس نمای قبلی و نماهای قبلی می شد کاری کم هزینه تر، ریتمی تند تر و  با نقاط اوج تاثیرگذار تر ساخت.

همچنین شیوه ی کار بسیار زیبا بود اما آیا با وجود تیم های کوچک انتخاب روش کپچر، رنگ آمیزی با پاستل و دوربری های فریم به فریم از نظر تولید مقرون به صرفه است؟

به طور کلّی من داستان کاررا بسیار قوی ،بسط  و استوری بورد و نظارت بر تداوم حس صحنه ای را متوسط  و مدیریت در تصویب نماها و تکنیک پیش از تولید را ضعیف می دانم.

پایان داستان به طوری دیگر:

گرگ از مغازه گوشت را بخرد

پایان داستان به گونه ای دیگر:

این باز گوسفندی از بالای کوه مقابل به صورت تارزانی پرواز کند و مرد را به زمین بیندازد و گرگ به سراغ مرد برود.

 

پرسش از استاد  :

در فیلم های زنده ،‌نگهداشتن تداوم حس صحنه ای بر عهده ی منشی صحنه است (؟)، ‌در فیلم های انیمیشن و طبیعتا در پیش‌تولید چه کسی عهده دار این مسئولیت است؟

http://s1.picofile.com/file/6478542252/horizontal_rule.gif

رستم و اسفندیار

 ۲۸ فروردین ۹۰

 

فیلمی بسیار شبیه به کمیک استریپ. در واقع به عمد هم شبیه است چرا که فیلم در واقع متحرک سازی تصاویز کتابی است .

اما دیدن فیلم، این سوال را در ذهن ایجاد می کند که تفاوت انیمیشن و کمیک استریپ در چیست؟

اگر بخواهیم یک کمیک استریپِ‌کاغذی را تبدیل به یک انیمیشن کنیم چه کنیم؟ و چه تفاوتی با این دارد که بخواهیم کمیک استریپ کاغذی را تبدیل به کمیک استریپ کامپیوتری کنیم.؟ محدودیت و امکانات هر کدام چیست؟

در کمیک استریپ ما محدودیت بیشتری در تعداد تصاویر داریم و البته آزادی در قاب.  بنابراین برای مشخص شدن اینکه فلان گفته از کیست نماهای CU و EXCU بیشتری در کمیک استریپ دیده می شوند. اما داستان این فیلم، داستانی حماسی است. برای انتقال حسّ حماسی ، باید از نماهای بازتر مثل FS بیشتر استفاده کرد در صورتی که به نظر من تعداد نماهای بسته ی این کار بسیار زیاد و پشت سرهم بود. البته به هیچ وجه مخالف تنوّع نما ها نیستم و وجود هر دو نما را لازم می دانم.

شاید بتوان دو صحنه ی جنگ را نقاط عطف کار دانست و نمای تیر خوردن چشمان را عطف اصلی. و همین طور درجایی که رنگ پس زمینه ی کار عوض و سفید می شد نیز شاید اوجی باشد.

در کار وفاداری زیادی به روزنامه ای بودن است که دلیل آن برایم نامشخص است و گاهی حس صحنه را از بین می برد. از جمله رنگ پس زمینه ی کاهی که چندان با مشکی کنتراست خوبی ندارد،‌یا ظاهر شدن متن به صورت تایپی.

 به نظر می رسد که کار از نظر پیش تولید ضعف داشته و برآورد واقعی از زمان و هزینه انجام نشده ،‌به نظر می رسد که کار استوری برد مفصلی داشته اما در اوسط پروژه، با حجم زیاد کار مواجه شده اند و در میانه کار را سبک کرده اند چرا که مثلا از طرفی شما در جایی چندین نمای پرکار گردش دوربین دور سر کاراکتر از نیم رخ به over the Shoulder را می بینید و از طرفی دیگر در جایی کاراکتر های ثابت با دهان باز هستند که تنها آتشی در جلویشان شعله ور است. و حتی وفادار بودن به روزنامه ای بودن و نوشتار بودن کار ، آن را نمی پوشاند.

موسیقی و صدای کار بسیار قوی است،‌ضرباهنگ آن با نماهای کار منطبق است.

در این فیلم شعر نگاه داشته شده بود و روی آن تصویر ساخته شده بود. یعنی متن ها عین به عین همان اشعار بود. من به شخصه علاقه ای به شاهنامه ندارم اما بسیار شنیده ام که می پرسند که چرا کار انیمشن خوب بر اساس قصه‌های شاهنامه نداریم. شکوه شاهنامه از چیست؟ از شعر و نظم آوایی و حماسی آن یا از موضوع و داستانش؟

اگر از شعر و نظم آوایی اش باشد که باید پرسید چگونه می توان انیمیشنی ساخت که بتواند با تصور خیالی ِ پیشین هر خوانند به خوبی رقابت کنند. و در اینجا تصویر مهم است. و اگر داستنا باشد و انیمیشن اقتباسی ساخته شود باید پرسید چگونه می توان نظم و آهنگی حماسی به صورت تصیور ساخت که با شعر رقابت کند.

http://s1.picofile.com/file/6478542252/horizontal_rule.gif

 

دخمه ی پر پیچ و خمLabyrinth

 ۴اردیبهشت ۹۰

 

 اوّلین موردی که بسیار جلب توجه کرد ،‌انتخاب مناسب حرکت دوربین بود. دوربین به گونه ای بود که گویی سوژه مدام از درون یک دوربین نظامی یا تفنگ در حال کنترل است. هرچند که کمی چشم را خسته می کرد ،‌اما این انتخاب هم در جهت ارتباط با موضوع و انتهای داستان و هم از نظر القای حس تعلیق بسیار مناسب بود.

تنوع نمایی مناسبی در کار بود ، نه به طور افراطی از نماهای بسته و نه به طور افراطی از نماهای باز استفاده شده بود.

رنگ ها ی کم و خالی بودن فضا با موضوع ارتباط داشت شاید اگر اینگونه نبود هم هزینه ی تولید بالا می رفت و هم حواس بیننده از تمرکز روی موضوع خارج می شد.

می گویند فیلم خوب باید در چند دقیقه ی اول مخاطب را جذب کند ،شروع فیلم و نمای از درون ساک و زیپی که باز می شودبسیار بسیار در این راستا موفق بوده.

با نمای شروع و حدس اینکه این یک زیپ است در ابتدای فیلم ،‌بیینده می توجه می شود که باید این فیلم را به دقت ببیند و خودش حدس بزند،این به پذیرش نمادین بودن فیلم کمک می کند.

در پایان فیلم با حرفی بسیار خوب تمام می شود اما با پایان فیلم ارتباط با مخاطب قطع نمی شود و سوالاتی همچنان ذهن منِ بیننده را مشغول می کند: چرا سالن آینه ای ؟ آیا نماد است یا تنها برای جذابیت؟ چرا مرد وقتی کلاهش می افتد سرش از دو نیمه با هم تفاوت دارد آیا قصدی در این طراحی نهفته است؟

در نهایت این فیلم مرحله ی پیش تولید خوب به وضوح درک می شد، ساده بودن فضا و رنگ ، انتخاب زیبا و هنرمندانه ی نما ها ،‌همه و همه نشان از این دارد که در مرحله ی پیش تولید به خوبی به کار فکر شده ، برآورد منطقی از هزینه ی زمانی و پولی انجام شده. ( حداقل از نظر منِ‌ بیینده این گونه به نظر می آید)

 http://s1.picofile.com/file/6478542252/horizontal_rule.gif

 

Flat Life

 ۱۱ اردیبهشت ۹۰

 

 

نمایشی از اتفاقات ساده  و روزمره ی زندگی

آن قدر این اتفاقات ساده اند که می تواند موجب خستگی بیننده شود اما  شاید انتخاب کارگردان در تقسیم صفحه به چهار قسمت انتخاب هوشمندانه ای است تا مخاطب به محض خسته شدن از یک اتفاق سری به کنج دیگر بزند.

در مورد این سوال که آیا برای ساخت فیلم ،‌۴ نما را با هم کار کرده و جلو برده اند و یا نه هر کدام را به طور جداگانه؟ به نظرم پیش بردند هر کدام به طور جداگانه و قرار دادن آن ها در کنار یکدیگر با کمک تدوین بوده است.

اما اگر چنین بوده، ‌نباید فراموش کرد که هنر این کار در زمان بندی و استوری برد های دقیق و منطبق با زمان است.

برای جلوگیری از خستگی بیننده، علاوه بر تقسیم صفحه به چند بخش از تمهید دیگری استفاده شده، تکرار اشیا در جاهای غیر منتظره و یا تکرار اتفاقات.  پاندا بارزترین مثال از تکرار اشیا است که در تلویزیون دو نفر و در جایی در حالی پرواز دیده می شود.  شکل تابلو ی کوزه نیز مثالی دیگر است. در مورد اتفاقات مثال های مثل چندین بار خراب شدن لباسشویی و لرزیدن خانه همسایه قابل ذکر است و همین طور سقوط اشیا در انتهای فیلم بر روی ماشین ها.

به طور کلی این فیلم داستان مهمی ندارد اما رنگ ، و همین طور موتیف اتفاقات دیداری  و اشیا از جذابیت هایش است.

 

 

 

font-size:14.0pt; font-family: