از خوشنویسی تا چای مثقالی

Image result for dip pen

سلام نون کره ای های من،

بعد از افطار بود، بابام تازه از مسجد برگشته بود و تازه شروع به خودن افطار کرده بود ما هم که افطارمان تمام شده بود و همه از دور سفره رفته بودند من هنوز کنار سفره بودم و داشتم کانال های تلویزیون را عوض می کردم بلکه چیزی پیدا کنم. پشت کنکوری ها هم تمام شده بود و کارم سخت شده بود به شبکه امید که رسیدم ( در خانه من معروف هستم کانال هایی که مردم دیگر نمی بیننند مثل کانال ۴ ، کانال پویا، کانال امید را من مشتری اش هستم، برادرم مشتری تماشا و آی فیلم است. خواهرم فعلا درس دارد ولی قبلا هم کانال هایی که سریال کره ای یا ژاپنی می دادند را دنبال می کرد و بابام کانال خبر  و گاهی شبکه ورزش و مامان هم کانال آی فیلم، سلامت و شما و مامان بزرگ هم کانال شما، به خانه برمیگردیم کانال ۵ و شبکه قرآن را می بینند)

ادامه خواندن “از خوشنویسی تا چای مثقالی”

بیا بچه جون بیا بلبلی بدم

سلام سوهان های شیرین،

امیدوارم خوب باشید امروز می خواهیم سفر کنیم به قدیم.

پدرم دوران مدرسه اش را در قم گذراند، تعریف می کند که آن موقع غذاهایی که بچه ها سر راه می خریدند چیپس و پفک نبود، دستفروش ها خوراکی هایی مثل سیب زمینی پخته، تخم مرغ آب پز در نان بولکی (نانی کوچک تر از باگت امروزی)،  ارده شیره و جغول بغول چیزهایی بود که بچه ها با همان پول های توی جیبی می خریدند و می خوردند. یکی از این خوراکی ها بلبی بود

ادامه خواندن “بیا بچه جون بیا بلبلی بدم”