بلیت اتوبوس ها (بیسکولنز#۱۱)

سلام به همسایه های خوب من، یک ماه پیش دفتر یادداشت قدیمی ام رو نگاه می کردم توش به مجموعه بلیت هام بود، به خواهرم که نشون دادم حسابی کیف کرد، دیگه حسابی قدیمی شده اند و برای بعضی ها تازگی داره و برای بعضی ها هم یادآور گذشته است، این شد که گفتم بگذار تر و تمیز و با حوصله شما رو هم به دیدن بلیت ها و داستانش دعوت کنم.

ادامه خواندن “بلیت اتوبوس ها (بیسکولنز#۱۱)”